24-09-2017@17:30:34 GMTپاسخ فعالیت های نوشتاری درس دهم فارسی کلاس هفتم - http:www.google.com مکالمات کوتاه به زبان انگلیسی آموزش رایگان مکالمه انگلیسی - 50،000 کلمات - Android Apps on Google Play فروش مغازه در اردبیل | دودوتا فروش مغازه در تبریز | دودوتا حمله آتشین مردم عصبانی پارس آباد به مغازه قاتل شیطان صفت آتنا کوچولو+ فیلم و عکس | رکنا فيلم/ خرید و فروش دختران در محفل داعش قره حالوا؛ یادگار شیرین و میراث 90 ساله خانواده‌های اردبیلی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency دروازه دولاب احیا می‌شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency نگاهی به اشتباه گزارشگر فوتبال یورو 2016 - ایسنا کد آهنگ پیشواز همراه اول مخصوص ماه محرم 92 گلچین آوای انتظار مذهبی ماه محرم دانلود کانال کد پیشواز نوحه ویژه محرم 96 - نوحه جدید کد آهنگ پیشواز محرم برای همراه اول کد آهنگ‌های پیشواز محرم برای ایرانسل و همراه اول کد آوای انتظار همراه اول ویژه محرم 92 دانلود مداحی حسین شریفی زیر بارون دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده مگه داریم حاج سید مجید بنی فاطمه - شب اول فاطمیه اول 95 - مگه میشه فاطمیه بشه آسمون نگیره (روضه) دانلود آهنگ جدید مهراب و امیر انقلاب و رضا شریفی حافظه موضوع شهید فهمیده وارد کتب درسی پایه هفتم می شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency موضوع طرح جابربن حیان کلاس اول دوم سوم چهارم پنجم ششم | جدید دانلود تحقیق برای درس تفکر و پژوهش-تفکر و سبک زندگی(پایه هفتم و هشتم و نهم)+Word - 30570 ضرورت و اهميت پژوهش و جایگاه آن در جامعه - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK آموزش درست کردن چند مدل پاکت پول ساخت پاکت پول و نامه با 10 ایده متفاوت آموزش تصویری | درست کردن پاکت فانتزی از الگوی شکل قلب • هنر استفاده از مواد بازيافتي،آموزش تصویری کاردستی, هنر خانه داري،سفره آرایی،میوه آرایی • همراه با علم - سایت علمی ، آموزشی ، خانواده ، پزشکی ، آرایش و زیبایی ساخت پاکت پول ساده با مقوا و کاغذ آموزش ساخت پاکت فانتزی برای کادو | فیلم - تگ کاردستی آتش کاغذی و پاکت آجیل - مجله تصویر زندگی سید مجید بنی فاطمه - شب ششم محرم 93 - کشتی به گل نشسته اومده (زمینه) کشتی به گل نشسته آموزش عالی کشور - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK مزایده کشتی به گل نشسته در شبه جزیره میانکاله - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency انتظار جادوگر برای عبور از کشتی به گل نشسته سرمربی کروات | خبرگزاری ایلنا سفر به اروند برای یافتن کشتی به گل نشسته/ جنگ در دنیا تمامی ندارد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency کشتی به گل نشسته و ناخدای طوفان ندیده!/ خریدهای استقلال و مشکل بزرگ! | فرتاک ورزشی این داروها چه بلایی سرتان می آورند؟ معرفی ديکلوفناک سديم،مورد استفاده،عوارض،موارد منع مصرف قرص زینک پلاس و خواص آن آسمونی الفن ایکس ال ویکی پدیا دانلود کتاب های روانشناسی و موفقیت دانلود رایگان کتاب روانشناسی ثروت گفتگوی مارتین سلیگمن راجع به روانشناسی مثبت | TED Talk Fidibo books (كتاب خوان فيديبو) on the App Store کتاب رایگان روانشناسی حرکت خانم ها pdf - دانلود کتاب|دانلود کتاب صوتی| پانته آ دانلود رایگان کتاب های تخصصی رشته روانشناسی-دانلود کتابهای لاتین رشته روانشناسی- دانلود کتاب های الکترونیکی روانشناسی روز24:ارباب غلام رو سیاهتو دریاب مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه / نوحه محرم 96 با لینک مستقیم و پرسرعت دانلود مداحی شور قدیمی از هلالی با کیفیت بالا دانلود نوحه ها و مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۵ دانلود مداحی محرم ۹۴ با صدای مداحان مشهور #شال_عزا Instagram photos and videos | instdrive.com جابربن حیان کیست؟ + اختراع جابربن حیان - ستاره | دمادم جابر بن حیان و خاورشناسان ‫10 اختراع خارق‌العاده ای که تا به حال حتی اسم‌شان را هم نشنیده اید!‬ نمونه سوال نوبت دوم علوم و فنون ادبی پایه دهم سوالات علوم و فنون ادبی ترم دوم دهم انسانی مدرسه سرای دانش (فلسطین) سال ۹۶-۹۵ - درسیتو سوالات نوبت دوم علوم و فنون ادبی دهم انسانی دبیرستان هدی مشهد سال ۹۶-۹۵ - درسیتو ویژگی های معلّم در قرن بیست و یک دانلود کتاب‌های درسی سال دوم آموزش متوسطه نظری(رشته‌ی علوم انسانی) | سرای دانش فدک دانلود کتابهای درسی تمامی رشته ها از سال اول تا چهارم دبیرستان در سال تحصیلی 92-93 فیلم جلسه 1 زبان و ادبیات فارسی صفر تا صد سوم دبیرستان - درس اول: الگوی هجايی زبان فارسی| آلاء فیلم جلسه 22 زبان و ادبیات فارسی صفر تا صد سوم دبیرستان - درس بيست و دوم: اسناد نوشته های حقوقی| آلاء بهداشتی ها|بهداشت مدارس|مربیان بهداشت طولانی‌ترین نقاشی کشور در قلب پایتخت | رکنا راهبردهای الگویابی و حل مسئله ریاضی دوم دبستان جدید تمرین الگو یابی اعداد کودک سیتی، سرگرمی و آموزش کودک و خانواده طرح درس الگویابی - دانلود فایل تمرینات ریاضی دوم دبستان جدید مبحث الگویابی در اشکال هندسی کودک سیتی، سرگرمی و آموزش کودک و خانواده بایگانی‌ها الگویابی - دانلود فایل دانلود مداحی ابالفضل باوفا علمدار لشکرم از محمود کریمی با لینک مستقیم اباالفضل با وفا علمدار لشکرم / ندیم سرور / 2015 + فیلم گنجور حافظ غزلیات غزل شماره ۱۰۱ - http:www.google.com دانلود مداحی اباالفضل باوفا علمدار لشکرم - حاج محمود کریمی | پایگاه اینترنتی دی ال سل یا قمر بنی هاشم علیه السلام لیست فعالیت های من دانلود مداحی ابالفضل باوفا علمدار لشکرم از محمود کریمی با لینک مستقیم اباالفضل با وفا علمدار لشکرم / ندیم سرور / 2015 + فیلم گنجور حافظ غزلیات غزل شماره ۱۰۱ - http:www.google.com دانلود مداحی اباالفضل باوفا علمدار لشکرم - حاج محمود کریمی | پایگاه اینترنتی دی ال سل یا قمر بنی هاشم علیه السلام لیست فعالیت های من دانلود گلچین نوحه های زیبا از جواد مقدم - دوستی ها همه پهپاد های ایران؛ از ابابیل دفاع مقدس تا فطرس فرشته نگهبان مرزها - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency تعریف پهپاد بایگانی - ساج گستر دانلود نوحه طبل و دهل 96 / نوحه بیس دار شور - نوحه جدید مداحی بی نظیر تو دل غم مونده - شبکه‌ما mp4.ir - تو دل غم مونده، یه ماتم مونده کلیپ فیلم مداحی بی مانند تو دل غم مونده حمید علیمی - سرزه دانلود مداحی حاج مهدی اکبری پیشواز محرم ۹۴ کلیپ فیلم تو دل غم مونده مداحی شگفت انگیز حمید علیمی - سرزه SibMusic | Search for you favourite Songs, Albums and Artists online دانلود آهنگ گیسو طلا از شهرام صولتی آلبوم سرنوشت | ویکی صدا موزیک ویدیو به جون تو از شهرام صولتی دانلود موزیک ویدیو خودم میام شهرام صولتی دانلود آهنگ جدید شهاب حسینی بنام شهزاده رویا آموزش تصویری نحوه مشاهده نمرات در سیستم گلستان پیام نور - اخبار پیام نور دانلود موسیقی متن فیلم سریع و خشن | ایستگاه موزیک دانلود آهنگ پرنس و پرنسس از Simge (سیمگه) + ترجمه - بُبت متن و ترجمه ی آهنگ های ترکی - مطالب انگلیسی و غیر فارسی - انجمن نودهشتیا دانلود آهنگ و موزیک ویدیو ترکی Simge Prens ve Prenses متن استعلام پلاک خودرو با کد ملی - پایگاه خبری تحلیلی هراز نیوز استعلام پلاک خودرو با کد ملی - پایگاه خبری تحلیلی هراز نیوز نحوه دریافت اطلاعات خانوار با ارسال کد ملی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency روش استعلام وضعیت رهن خودرو های ایران خودرو و سایپا | ویندوز سنتر کار پرس - فروش ویژه اقساطی ایران خودرو با وام 25 میلیونی مشاهده سوابق بیمه با کد ملی - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK کارپرس - خودروپرس - زمان پیش فروش پژو 2008، دنا و تندر پلاس ایران خودرو اعلام شد ترجمه و بررسی آهنگ نوستالوژیک Self Control - بدونیم دانلود موسیقی بی کلام Self Control اثری از Harry Holland - دوست پارسی هوش مصنوعی گروه آموزشی ارسطو خلیلی‌فر بهترین منابع کارشناسی ارشد کامپیوتر | 3گام
این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:

اشعار شهادت حضرت امام علی علیه السلام - گلبانگ حسینیگلبانگ حسینی

برای مشاهده مطلب فوق، از لینک مقابل استفاده نمایید: اشعار شهادت حضرت امام علی علیه السلام - گلبانگ حسینیگلبانگ حسینی
این مطلب در وبسایت golbanghosseini.ir منتشر شده است و «مجله پویا»‌ در قبال آن هیچ مسئولیتی ندارد. بیشتر بدانید
با عنایت به اینکه سایت «مجله پویا» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است. (قانون تجارت الکترونیک)
2017-09-24@17:30:34 GMT اشعار شهادت حضرت امام علی علیه السلام - گلبانگ حسینیگلبانگ حسینی اشعار شهادت حضرت امام علی علیه السلام اشعار شهادت حضرت امام علی علیه السلام Published by at ژوئن 26, 2016 Categories Tags

—————–(21 رمضان)—-

باز کن چشم ترت را که تنم میلرزد
حرف رفتن نزنی که بدنم میلرزد
لب اگر باز کنم من، سخنم میلرزد
رحم کن، پای تو دارد حسنم میلرزد
نکند فکر رهایی به سرت افتاده
نکند شوق پریدن به پرت افتاده

همسرت نیست اگر، دختر تو مانده پدر
مثل پروانه به دور سر تو مانده، پدر
حسرت دست نوازشگر تو مانده پدر
بر دلم، داغ شب آخر تو مانده پدر
خواندم از چشم تو که میل به مادر کردی
هوس خوردن یک جام ز کوثر کردی

اندک اندک غم پرواز تو باور کردم
یک دل سیر نگاهت دم آخر کردم
گریه بر زردیِ روی تو و بستر کردم
یاد آن میخ در و کوچه و مادر کردم
عمق زخم سر تو آمده پای ابرو
میکند زخم سرت گریه به زخم پهلو

آتشِ داغ تو بر جانِ نگاهم کردند
تو چه گفتی؟ که همه خانه نگاهم کردند
با اباالفضل غریبانه نگاهم کردند
همه با غیرت مردانه نگاهم کردند
در دل خویش برای غم من زار زدی
حرفهایی ز سر کوچه و بازار زدی؟

اغلب شهر هواخواه شب قَد قُتِلند
کوفیان مشتریِ بی ادب خاک و گِلند
سنگها سنگ دلِ سنگ دلِ سنگ دلند
دخترانت سر بازار تماماً خجلند
همه را من ز دو چشم تر تو میخوانم
تو نگو! مادر من گفته، خودم میدانم

 

 

 

 

 

————–(غزل 19رمضان)—-

ناله ای کن که دلت باز سبکتر بشود

این شب غم زده هم بار دگر سربشود

با دعــــــا دفع بلا کن بخدا می ترسم

میهمانم شده ای دفعه ی آخــــر بشود

خون نمودی بدل من نکند این دفــعه

این دعای تو دعا کردن مادر بـــشود

مرگ من،تو طلب مرگ مکن باردگر

که اجابت هدف ناله ی مضطر بشود

گل رخسار تو بابا نکند چون مـــادر

غرق در خون شودولاله ی پرپربشود

آسمان بودی و یک عمر زمینگیر شدی

خوشی از دهرندیدی و از او سیرشدی

به جوانی تو جبریل قسم میخــــورده

از جوانمرگی زهراست که توپیرشدی

ملک المـــوت کجا جان تو را بستـاند

تو پــذیرای دم تیـــغه ی شمشیر شدی

آی محراب به هر قطره ی خونش سوگند

خون او ریخت به دامان تو تطهیر شدی

باورم نیست که یک موی تولک بردارد

که شنیده سر خورشیـد تـــرک بر دارد

که شنیده است که یک ضربه ی تیـــغ

از دلی بار غم زخم فـــــدک بـردارد

باز میخواست که زخم دل خود تازه کند

شیر را پس زده باید که نمــــک بردارد

شاید این خون که زپیشانی تو می ریزد

بتواند زنظر نقش کتـــــــک بردارد

 

 

 

 

———-(چارپاره 19رمضان)—-

خورشید را در مطلع فجرش شکستند

برسوگ عدل و داد در عالم نشستند

فرت و رب الکعبه اش یعنی که مردم

بگشوده اند دستی که بین کوچه بستند

 

امشب که مهمان سرای دخترش بود

دُر پرور عالم به پیش گوهرش بود

انا الیه راجعون را زیر لب داشت

یعنی که این دیدار بار آخرش بود

 

امشب که بال جبرئیل برخاک میخورد

بانگ فغان و ناله بر افلاک میخورد

آنکه خدا هم مثل زهرا سینه چاکش

پیشانی او تا به ابرو چاک میخورد

 

محراب را شستند ازخون سر او

بشکست هم سر هم نماز آخر او

وای یتیمی که دوباره بی پدر شد

واویلتا بر حال زار دختر او

 

این آخرین بانگ اذانش بود مردم

این ناله از اعماق جانش بود مردم

سوز غمش از هر اذانش بیشتر بود

چون فکر زهرای جوانش بود مردم

 

آنروز که از همدگر افلاک بگسست

دستان زهرا با غلاف تیغ بشکست

آنروز که بارش میان کوچه افتاد

آنروز بر فرق علی شمشیر بنشست

 

ماه رُخت درهاله ای از خون نشسته

خون چشمهای اشکبارت را ببسته

بار دگر دست سقیفه کارگر شد

مولا سرت چون پهلوی زهرا شکسته

 

دیدم چو در محراب خون افتادی از پا

دست اجل پر میزند دور سرت را

یاد آمدم آنروز که اندر مدینه

پشت در افتاد از نفس مظلومه زهرا

 

 

 

 

 

 

———————————

وقتی سیاهی میرسید / تاریکی شب میومد

بی خبر از آدما / یه مهربونی میومد

یه مهربونی میرسید/ با کوله باری از غذا

میرفت سراغ همه ی / گرسنه های بی پناه

تودشت شب قدم میزد/ دور ازنگاه دشمنا

دست میکشید روی سر یتیمای بی سر پناه

…………………

همدم و یاور زهرا /بهترین محبوب عالم

عاشق بچه یتیما / شب جمعه های پرغم

اون یعنی بنده ی مخلص/ اون یعنی بالای بالا

اون یعنی خود ستاره / اون یعنی علی اعلا

……………..

سحر که از خونه میرفت/ قلاب در راهش گرفت

با هقهق و ناله وغم / مرغابی آوازش گرفت

که ای علی کجا میری ؟ امشب شب پگاه توست

مسجد کوفه نه نرو / این آخرین نگاه توست

میگفت علی کجا میری؟ امشب شب نیاز توست

مسجد کوفه نه نرو/ این آخرین نماز توست

 

 

 

 

 

 

————(نبسته ام به کس دل)—-

 

دل شکسته ی من         نوای غم گرفته

چوآسمان ابری           خدا دلم گرفته

دادازغم یتیمی

شامم سحر نداره            آهم اثر نداره

ازدیده خون ببارید         زینب پدر نداره

داد ازغم یتیمی

به جای خالی او          افتاده تا نگاهم

آتیش گرفته عالم         ازشعله های آهم

داد ازغم یتیمی

صدای مهربونش         نمیرود زیادم

میمیرم از غم او         خدا برس به دادم

داد ازغم یتیمی

 

 

 

 

 

 

مصباحِ نور جلوه گر ماه ، یا علی

مفتاحِ مهر وقتِ سحرگاه ، یا علی

اسمت ضمانتِ صدق الله ، یا علی

تو از خدای کردی ام آگاه یا علی

هرچند الکن است زبان دلم ولی

آغاز کرده مدح تو را مرتضی علی

***

وقتی خدا به خلقت هستی اراده کرد

توحید را به صورت یک مرد ساده کرد

از اسم مستعار خودش استفاده کرد

کل صفات را روی اسمش پیاده کرد

آنقدر شد شبیه خودش که صداش کرد

آیینه دار ذات خدا مرتضی علی

***

تا داشت پای خلقت دستش هنر گذاشت

دستی که روی سینه عالم اثر گذاشت

از مرز بندگی همه را پشت سر گذاشت

از رازهای خود همه را بی خبر گذاشت

تا عرش رد پای تو را دید آسمان

از آن به بعد رفته کجا مرتضی علی

***

قرآن به وصف ذات تو دارد عبارتی

یا ایهاالعزیز و جئنا بضاعتی

یعنی به هرچه غیر خدا بی شباهتی

از اتحاد رد شده و عین وحدتی

ما بنده تو ایم و تویی بنده خدا

قالو بلای دوم ما مرتضی علی

***

هر کس از این معادله سر در بیاورد

باید سری به سجده قنبر بیاورد

در زیر ذوالفقار شما سر بیاورد

قلبی به اشک دیده شناور بیاورد

یا ایهاالامیر سرم را قبول کن

سرمایه ام ولای شما مرتضی علی

***

کجراهه اند بی قدمت راست راهه ها

بی قدر در رسای تو اند این سیاهه ها

قلبم پر است از تو و این فلبداهه ها

یکتایی تو علت کفر الاهه ها

افتاده ام به خاک و صدا میزنم تو را

آقا بگیر دست مرا مرتضی علی

***

تنها تویی که بردن نامت عبادت است

هرکس گدات نیست خودش بی لیاقت است

بی تو نفس به سینه ي ما بی حرارت است

بی تو بهشت اهل یقین بی ضمانت است

سودای عاشقیست گدایی بهانه است

دردی بده بدون دوا مرتضی علی

***

چاه تو آب چشمه ما را زلال کرد

نان جوی تو گندم ما را حلال کرد

کویت بهشت رفتن ما را محال کرد

گفتیم حق علیست به هر کس سوال کرد

گنجینه های نام جهان شد اسیر آن

نعلین وصله دار تو یا مرتضی علی

***

در انتهای حق طلبی دار میثم است

این راه عاشقانه جنون مجسم است

آن رستخیز عام که نامش محرم است

تفسیر سرخ راه علی در دو عالم است

در این هزار سال همیشه گذشته است

راه نجف ز کرب و بلا مرتضی علی

***

تنها سلاح باورمان راه چاره است

باور کنید بمب اتم هیچ کاره است

عالم در انتظار شروعی دوباره است

امروز شیعه منتظر یک اشاره است

یا قاهرالعدو و یا والی الولی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

 

 

 

 

—————-(شعر- واحد)——

خانه با رفتنت اینبار به هم ریخته است

شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است

پدرم نبض زمان بودی وبا رفتن تو

سحر و روزه و افطار به هم ریخته است

هرکسی دید پدر، حال مراگفت به خویش:

دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است

بستر خالی تو گوشه این خانه پدر

علتی شد که پرستار به هم ریخته است

بودنت مایه آرامش وآسایش بود

حال بارفتن تو کار به هم ریخته است

حسن غمزده را بیشتر از زخم سرت

قصه سینه ومسمار  هم ریخته است

حرفی از کوچه نباید بشودپیش حسین

چونکه با گفتنش هر بار به هم ریخته است

صحبت از کوفه وبازار و اسیری کردی

ازهمان لحظه علمدار به هم ریخته است

گفته ای کوفه میارند مرا طوری که

همه ی کوچه و بازار به هم ریخته است

 

 

 

 

 

 

 

——–(غزل مصیبت حضرت علی)–

دیگر برای پر زدنم پر بیاورید

هفت آسمان برای کبوتر بیاورید

غربت توان دیدن من را ربوده است

این خار را زچشم ترم در بیاورید

تا خوب وبد حلال کننداین غریب را

ایتام را برابر بستر بیاورید

زخم سرم که هم نمیاید  چه می کنید

جای طبیب  چاره ی  دیگر بیاورید

آن معجری که نیمی ازآن  سوخت پشت در

آن را برا ی  بستن این سر بیاورید

چندیست سخت تشنه دیدار گشته ام

کوثر برای ساقی کوثر بیاورید

مهری برای  سجده من وقت احتضار

از خاک روی چادر مادر بیاورید

بار دگر به کوفه اگر راهتان فتاد

با خود اضافه  چادر و معجر بیاورید

 

 

 

————(ترکیب بند 21رمضان)–

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

 گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را ز دیده ي تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان زگلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالسٌ … نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

 

 

 

 

 

 

—————–(زمینه – شور )—–

 

دلبرو سرور ورهبری   علی یا علی

صاحب وساقی کوثری   علی یا علی

شاه قضا وقدر علی      علی یا علی

مرد نبرد وخطر علی    علی یا علی

پای تو میدم سر علی    علی یا علی

یاعلی  تاب وتوان ما

یاعلی   خط امان ما

یاعلی   ای ضربان ما  یاعلی

یاعلی حق علی هوعلی 3

 

اذن دخول حرم علی    علی یا علی

سایه ی روی سرم علی    علی یاعلی

قبلۀ کعبه وحج علی    علی یا علی

صاحب شمشیر کج علی    علی یا علی

پرچم روز فرج علی    علی یا علی

یاعلی   مالک لافتی

یاعلی    معنی انما

یاعلی  ای هنرخدا  یاعلی

یا علی حق علی هو علی 3

 

 

با تو نمیمونه هم وغم    علی یا علی

رو گناه ما بکش قلم   علی یا علی

مابه امید یه گوشۀ   نگاه توایم

ماسیاهی لشگرو    سپاه توایم

یاعلی    ای شه لوکشف

یا علی نوکر ناخلف

کی میره    کربلا ازنجف  یاعلی

یاعلی حق علی  هو علی 3

 

 

 

 

 

——————(زمینه – شور)—-

بایه یاعلی   بی معطلی

سحرا دل وببر   حرم علی

باشور و نوا   ذکر هل اتی

ازنجف پربکش و   برو کربلا

بروکربلا …پای نخلای بین الحرمین

دم افطار، بااشک وشوروشین

روزه ات و باز، کن بایاد حسین 2

ماه رمضون، اذون کرببلا رو عشقه

ماه رمضون، توحرم بروبیاروعشقه

ماه رمضون صوت دلنشین ربنا و

ماه رمضون توحرم اشک و دعارو عشقه

عشق عشقه  حرمت رو عشقه

عشق عشقه  کرمت رو عشقه

عشق عشقه  علمت رو عشقه

 

منِ هیاتی   با خجالتی

اومدم تا که کنی    یه عنایتی

ازتوحضرتی   دارم حاجتی

شاملم کنی آقا   یه زیارتی

یه زیارتی …که شب قدر باشم توحرم

تابگیرم، آقا من از کرم

پای شش گوش، قرآن روی سرم 2

ماه رمضون بس که تشنه ی یه قطره آبم

ماه رمضون یادلبهای گل ربابم

ماه رمضون وقتی تشنگی میاد بیادم

ماه رمضون یاد ارباب میکنه خرابم

عشق عشقه  حرمت رو عشقه

عشق عشقه  کرمت رو عشقه

عشق عشقه  علمت رو عشقه

 

توی شهر ما   توی هیئتا

بادم حسین حسین   میشه کربلا

گریه میکنیم  لطمه میزنیم

یادبین الحرمین   پای روضه ها

پای روضه ها ….وقتی عین هرهفته که میام

میرسه بو، ی سیبت به مشام

میشینم پا، یینِ پای آقام 2

ماه رمضون ماه اشک وتوبه وعنابه

ماه رمضون دل من لبریز عشق نابه

ماه رمضون یه دلم تو حرم حسین و

ماه رمضون یه دلم صحن ابوترابه

عشق عشقه  حرمت رو عشقه

عشق عشقه  کرمت رو عشقه

عشق عشقه  علمت رو عشقه

 

 

 

 

 

——-(زمزمه –واحد- چراچشات بارونیه)—

خون دلای همه عمر/آخر سر شد روونه

همچون توای فاطمه جون /غسل منم شد شبونه

جاری شده بر صورتم

خون دلم از سرمن

شبیه پهلوی تو شد

فرق من ای همسر من

رولب ما تا دم مرگ – همیشه اسم حیدره

قبروقیامت آقاجون- نوکرات ویادت نره

مولای خوبم یاعلی3

 

کوفه همش منتظره / لحظه ی ضرب کینه بود

امام بدونید همتون / قاتل من مدینه بود

کشته من و ماتم یار

غصۀ من داغ نگار

کوفه ام اما مدینه

قلبم و کرده بیقرار

رولب ما تا دم مرگ – همیشه اسم حیدره

قبروقیامت آقاجون- نوکرات ویادت نره

مولای خوبم یاعلی3

 

 

 

 

قلب و دل زینبم و / کوفه اگه میسوزونه

شعلۀ اون گرفته شد/ از آتیش دَرِ خونه

خونم و که آتیش زدن

شعله اومد تا به حرم

خیمه های کربلا هم

میسوزه ازاین همه غم

رولب ما تا دم مرگ – همیشه اسم حیدره

قبروقیامت آقاجون- نوکرات ویادت نره

مولای خوبم یاعلی3

 

 

 

 

———-(نوحه/واحد –علی انکه مهرفروزان)—

علی آنکه مهر فروزان/

کشد از جمالش خجالت

علی آنکه با تیغ فتنه/

فدا شد به راه عدالت

علی آنکه در جلوه ی او/

نمایان شده نور داور

کسی که بُوَد در نگاهش/

رعیّت یکی با برادر

علی نور ایمان/علی اصل قرآن

بُود این نوایم/علی جان علی جان

یا حیدر (یا مرتضی…)3

به مرثیه های غریبی/

شده دیده از داغ او تر

سر و چهره ی غرق خون رفت/

به دیدار زهرای اطهر

علی کشته ی راه دین شد/

وَ جانش شد از غصه بر لب

ولی گویم از عمق جانم/

امان از دل زار زینب

چه درد بزرگی/چه داغ عظیمی

نصیبش شد از غم/دوباره یتیمی

یا حیدر یا مرتضی…

همیشه به  چاه غریبی/

بُوَد ناله و آه حیدر

خوش آن امتی که همیشه/

بُوَد پیرو راه حیدر

دل پیروان حقیقی/

بُود در پناه ولایت

خوشا آن کسانی که هستند/

همیشه به راه ولایت

بُود اهل دین را/دو راه سعادت

ولایت ولایت/شهادت شهادت

لبیک یا مرتضی…

 

 

 

 

 

 

—————-(شعر واحد )—-

 

باورم نیست که یک موی تو لک بردارد

که شنیده سرخورشید ترک بردارد

که شنیده است که یک ضربه ی تیغ

از دلی بار غم زخم فدک بردارد

بازمیخواست که زخم دل تو خود تازه کند

شیر را پس زده باید که نمک بردارد

شاید این خون که زپیشانی تو میریزد

بتواند زنظر نقش کتک بردارد

 

 

 

——–(واحد – زمزمه- چرا چشات بارونیه)-

 

چرا چشات بارونیه/آهنگ دلتنگی نخوون

اصلاً بیا مسجد نرو/این سحر و خونه بمون

بمون که درد و دل کنیم

یه قدری آروم بگیری

دخترا بابایی ترن

انقدر نگو که میمیری

قربون چشمای ترت/برات بمیره دخترت

بابای خوبم یا علی

 

دخترکم این دو سه شب/سایه ی روی سرتم

این شبا بیشترازهمه/       بیقرار مادرتم

دلم برای فاطمه

ازتوسینه پرمیزنه

خوب نیست که منتظر باشه

انگاری دلتنگ منه

علی حاجت روا میشه/دستای بسته اش وامیشه

بابای خوبم …………………..

 

یه استخوون توی گلو/خاری تو چشمامِ بابا

ازاون روزی که میخ در/قاتل زهرامه بابا

تو شعله ها صدام میزد

اما صدام در نیومد

 

فاطمه مو کتک زدن

کاری ازم برنیومد

دعا نکن من بمونم/   به جون تو نمیمونم

بابای خوبم ………………………

 

 

 

 

 

 

——————–(زمینه- …)—–

سوّمین لیلة القدر است الهی، آه

بر ما گواهی آه 2

آمدم امشب من ،با روسیاهی ،آه

با روسیاهی آه 2

با چشمان تر/میزنم این در

الهی العفو/به حقّ حیدر

یا رب یا الله…

با یک قلب مضطر گریه کنم من آه

گریه کنم من آه2

آمدم به حیدر گریه کنم من آه

گریه کنم من آه 2

آن بر غریبان/یار دلخسته

شد مهمانت با/فرق بشکسته

یا رب یا الله…

او شود مهمان ِ یار شهیده آه

یار شهیده آه 2

زهرا رابیند با، قدّ خمیده آه

قدّ خمیده آه 2

زنده میگردد/یاد مدینه

یاد پهلو و/بازو و سینه

مظلومه زهرا…

 

یاد آن روزی که دست ِ من بستند آه

دست من بستند آه 2

پشت در پهلوی تو را شکستند آه

تو را شکستند آه 2

از درد غربت/آکنده شدم

از تو واقعاً/شرمنده شدم

مظلومه زهرا…

 

 

 

 

 

 

——–(نوحه – حاج ناظم)—-
شبِ 23 از                    ماهِ خوبِ خدا

دل شده نوحه خوان       در غمِ مرتضی

یا علی یا علی…

از محبین او                   دیده دریا بُوَد

هر دلی مجلسِ             سوگ مولا بُوَد

یا علی یا علی…

ای علی جان شده             دل پریشان تو

آتش سینه از                سوز هجران تو

ای فدای تو و …               ماتم اعظمت

دخترت ناله ها            می زند در غمت

در عزای تو ای                 مقتدای همه

زنده گردیده باز         روضه فاطمه(س)

بوده سوغات تو              بهر خیرالنساء

فرق بشکسته و…           کوه رنج و بلا

یا علی یا علی…

 

 

 

 

——(نوحه – دیگر صدای حیدر)—–

دیگر صدای حیدر نیاید

سوز دعای دلبر نیاید

اولین مظلوم رفته از دنیا

گشته مهمان حضرت زهرا

آه و واویلا آه و واویلا…

کوفه بگو پس شیر خدا کو

کهفُ التّقی کو نور الهُدی کو

یک دو روزی هست شعر غم خوانده

طفل بی بابا بی غذا مانده

آه و واویلا آه و واویلا…

ای کوفه دیگر کمتر جفا کن

کمتر جفا بر آل عبا کن

کن مدارا با آل پیغمبر

با حسین و با عترت حیدر

آه و واویلا آه و واویلا…

دعوت نمایی سلطان دین را

حق الیقین را،حبل المتین را

لیکن اهل تو جمله با دشنه

می کُشند او را با لب ِ تشنه

آه و واویلا آه و واویلا…

 

 

 

 

—–(واحد- آخرین شب از شبای قدره)-
آخرین شب از شبای قدره و/

دل ما اسیر ذکر ربناس

گریه ها هم برا بیچارگیمون/

هم برا غم و عزای مرتضاس

دارالمصیبت شده دلها/   مولا شده مهمون زهرا

یاحیدر یاحیدر یاحیدر…علی یاحیدر

 

دو سه روزه که دیگه نیمه شبا/

صدای ناله مولا نمیاد

از میون خاک نخلستون عشق/

سوز ناله ی یازهرا نمیاد

دو سه روزه کوفه بی مولاس/     زینب غمدیده بی باباس

یاحیدر یاحیدر یاحیدر…

 

باباجون رفتی و من می مونم و/

روزایی که خیلی سخت و مشکله

من کجا و همسفر شدن کجا/

با سَنان و ابن سعد و حرمله

اما چونکه می بینه خدا/ما رأیتُ الا جمیلاً

یاحیدر یاحیدر یاحیدر…

 

 

باباجون روزی میاد که به خدا/

از زمین و از زمون دل می کنم

تو همین کوفه با دیدن ِ حسین/

سرم و به چوب محمل میزنم

زینبت میشه زار و حزین/  حسینت میشه نیزه نشین

واویلا واویلا واویلا…

 

 

 

 

 

—————(نوحه سبک قدیم )—–

خون دل از سر من چکیده

این من و جان بر لب رسیده
می روم سوی یار شهیده
فاطمه فاطمه فاطمه جان

یاعلی یاعلی یاعلی جان
******
از دو چشمان خود خون فشانید

در کنار من امشب بمانید
سوره ی کوثر امشب بخوانید
فاطمه فاطمه فاطمه جان
******
می رسد بوی یار جوانم

می رسد بوی قامت کمانم
می رسد بوی یاس خزانم
فاطمه فاطمه فاطمه جان
******
تا سحر سجده بگذارم امشب

صد گره وا شد از کارم امشب
شد اجل یار و غمخوارم امشب
فاطمه فاطمه فاطمه جان
******
این من و آخرین ذکر یارب

من که بار سفر بستم امشب
کوفه جان تو و جان زینب
فاطمه فاطمه فاطمه جان
******
تو پریشان مکن زینبم را

دیده گریان مکن زینبم را
سنگ باران مکن زینبم را
فاطمه فاطمه فاطمه جان
******
کوفه من را که از پا فکندی

بر غم زینب من مخندی
مثل من دست او را مبندی
فاطمه فاطمه فاطمه جان

 

 

 

 

—————(واحد-شور- زمینه)—-

مولا مولا یا ابالحسن…4

انت المغموم یا ابالحسن/

از حق محروم یا ابالحسن

اوّل مظلوم یا ابالحسن

امشب از غم یا علی بگیم/

بگیریم دم یا علی بگیم

همه با هم یا علی بگیم

دل،محزون ِ داغ ِ دلبره/

تو دریای ِ غم شناوره

که پاییز ِ عُمر ِ حیدره

بیت الاحزان،کلّ عالمه/

اون آقا و سَروَر ِ همه

امشب میره پیش ِ فاطمه

زینب موند و سوز ناله هاش/

چه سنگینه غربت نگاش

داغ مادر زنده شد براش

زنده شده یاد کوچه ها/

یاد دود و یاد شعله ها

یاد ِ موندن،زیر ِ دست و پا

تو رفتی در اوج غصّه ها/

ما هم میریم با آل عبا

روزگاری سوی کربلا

ظلم و جفا میبینیم همه/

جسارت ها میبینیم همه

سر ِ جدا میبینیم همه

ای شجاعت خاک زیر پات/

از کینه و ظلم دشمنات

سیلی میشه رزق بچه هات

مولا مولا یا ابالحسن…4

 

 

 

 

 

———-(نوحه سبک واویلا)—–
*عزای علی اعلی شد خون جگر حضرت زهرا(س)شد

واویلا…

*رسیده عزای بوالحسن نوحه گر لاله و یاسمن

تسلیت یا حجت ابن الحسن…

*ذکر ارض و سما واویلا ملائک، به تن رَختِ عزا

گشته زینب دگر بی بابا

*ز ظلم آن لعین جانی شده شیر خدا قربانی

رفته بر عرش حق مهمانی

*امشبی را به قلبی مضطر با سرِ شکسته شد حیدر

میهِمان، به زهرای اطهر(س)

*جان اهل دو عالم بر لب فلک داده زِ کف تاب و تب

دوباره شد یتیمه زینب(س)

*گرچه بی پدر شد این دختر دلش چون، گلِ یاسی پرپر شد

امیدش بُود بر برادر

*در همین کوفه روزی یا رب برای حفظ دین و مذهب

خورَد سنگ جفا بر زینب(س)

 

 

 

————(شعر-واحد-امام علی)—-

اعتلا کن بر دو چشمان تر من بیشتر
بر نگاه و التماس آخر من بیشتر
التماست کرد آن شب، پای در، وقت وداع
از پر مرغابیان بال و پر من بیشتر
کاش می شد تا که برگردانمت چون مادرم
کاش می کرد التماست معجر من بیشتر
لااقل نگذاشتی بوسه زنم پیشانیت
کاش می شد تا بمانی در بر من بیشتر
زخم بر سر داری اما دست بر پهلو شدی
تو شکستی زیر داغ مادر من بیشتر
چشمهایت کاسه خون شد میان حرفهات
گفته هایت بوده حول محور من بیشتر
گریه کن شاید بلا برگردد از این دخترت
گریه کن بر قصه بغض آور من بیشتر
من از این تقسیم کوفی راضیم جان حسین
سهم تو یک ضربه و سهم سر من بیشتر

 

 

 

 

—-(واحد- یه جورای دیگه گرفتار حسینتم)–

سلام من به ساحت حضرت حیدره
زندگیم از عنایت حضرت حیدره
وقتی می خونم یاعلی پر می کشم نجف
که آرزوم زیارت حضرت حیدره2
صاحب دنیا / مرد بی همتا /

شافع عقبی / سرور و مولا
مونس زهرا / بهترین بابا /

قبله ی دلها / کاشف البلوی
افضل الاذکار دل شیعه ی آگاه
اشهد أنّ علیّاً ولی الله
( یاعلی حیدر مددی یا علی حیدر )

رزق زمین و آسمون به دستای توئه
ذکر لبامون اسم با مسمّای توئه
روزی که هیچ کسی به داد ما نمی رسه
حکم شفاعت ما گیر امضای توئه
سید و سرور / والی محشر /

تکیه گاه هر / عاشق مضطر
اسوه ی قنبر / ساقی کوثر /

فاتح خیبر/ مددی حیدر
ذکر خدا لحظه ی زیبای سحرگاه
اشهد أنّ علیّاً ولی الله
( یاعلی حیدر مددی یا علی حیدر )

شکر خدا یه عمره که به زیر دینتم
اسیر زیبایی ذات و شور و شینتم
تموم بچه هات به جای خود ولی آقا
یه جورای دیگه گرفتار حسینتم
قبله ی مهتاب /سرور اصحاب /

شد دل بی تاب / کشته ی محراب
شافع الاحباب / فاتح الابواب /

دلمو دریاب / یا ابا الارباب
هر کی بخونه نمی شه لحظه ای گمراه
اشهد أنّ علیّاً ولی الله
( یاعلی حیدر مددی یا علی حیدر )

 

 

 

 

——(نوحه سبک قدیم- بخون نشسته مسجد)-

بخون نشسته مسجد شد دیدنی سجاده
بیـا تـماشـا زهـرا عـلـی ز پـا افتاده
می رسد از سما               بانگ واویلتا
مظلوم علی جان
******
مظلوم عالم ازخون سجاده را می شوید
تا لحـظه های آخر یـا فاطمه می گوید
او به وقت سحر               بسته بار سفر
مظلوم علی جان
******
ای وای اگرکه او را در بر بگیرد زینب
با دیـدن بابایش تـرسم بمـیرد زینب
بوسه ها دخترش         زد به زخم سرش
مظلوم علی جان
******
هم دیده ها گریان شد هم سفره ها بی نان شد
چرا که غرق در خـون تـمامی قـرآن شـد
آسمان بی قمر               کودکان بی پدر
مظلوم علی جان

 

 

 

 

—————-(شور امام علی )—–
سردار بدر و سردار خیبر

شیرخدایی یار پیمبر
بر هر دو عالم آقا و سرور

عالم ندیده همتای حیدر
حیدر قراردلهایی    حیدر همسر زهرایی

حیدر جنت اعلایی  حیدر حضرت بابایی
وای، از این غم جانکاه وای،علی ولی الله

یعسوب دینی، جنت نشینی

استاد جبرییل، علم الیقینی
عرش برینی، روی زمینی

بعد از پیمبر تو جانشینی
حیدر آرامش جانی  حیدر تو اصل ایمانی

حیدرتوعشق و جانانی حیدر تفسیر قراَنی
وای، از این غم جانکاه وای علی ولی الله
 

 

شاه ولایی، آقای مایی

بر آفرینش، مشکل گشایی
دل شد هوایی، مجنون و راهی

با دست حیدر شد کربلایی
ارباب دلم شد آواره ارباب دل تنگ دیداره

شوق ضریح تو داره مست صحن علمداره
وای،از این غم جانکاه وای امیری ثارالله

 

 

 

 

—(واحد-تویی معنای روزه ونماز)—-

یا علی ای شه بنده نواز

ای امام کریم و چاره ساز
امیرالمومنین شاه نجف

تویی معنای روزه و نماز
شاه مردان علی- مظهر ایمان علی-

سوره انسان علی- یا مرتضی
اصل قرآن علی- عشق یتیمان علی-

صورت یزدان علی- یا مرتضی
علی مولا علی یا علی مولا علی
یا علی مولا علی یا علی مولا (2)
***
ز جمال تو رحمت می باره

عشق تو رستگاری می آره
برای احترام به پای تو

جبرئیل صورتش رو میذاره
ای تو مولا علی- برهمه آقا علی-

امید دلهاعلی – یا مرتضی
عشق زهرا علی -عزیز طه علی-

مالک دنیا علی – یامرتضی
علی مولا علی یا علی مولا علی
یا علی مولا علی یا علی مولا (2)
***
امشب از لطف خود ای مهربون

مثل بابا بیا پیشم بمون
آرزومه زیارت حرم

به نجف این غلامو برسون
شاه و سرور علی- عزیز داور علی-

یار پیمبر علی- یا مرتضی
یار و دلبر علی- ساقی کوثر علی-

حضرت حیدر علی- یا مرتضی
علی مولا علی یا علی مولا علی
یا علی مولا علی یا علی مولا (2)

 

 

 

 

————————(دودمه)—–

كوفه ماتمسرا

ميدهد اين ندا

 

حضرت مرتضي- كشته شد اي خدا2

 

 

روي اوشد خضاب

دل ازاين غم كباب

 

ازسرشك بصر ميفشانم گلاب 2

 

 

 

امشب زبانگ یا علی 2

در کوفه غوغا می شود
فردا امیـرالمومنیـن2)

مهمان زهرا می شود

 

 

 

دردعای سحری ذکر لبم آمین است

یا الهی به علی 2

 

شب قدراست و شب ختم/قتل ولی دین است

یا الهی به علی 2

 

 

—————-(غزل مدح)—–

در مکتب اهل فضل و ایمان
قرآن، علی و علی‌ست قرآن
توحید، علی، علی‌ست توحید
ایمان، علی و علی‌ست ایمان
اعمال، علی، علی‌ست اعمال
میزان، علی و علی‌ست میزان
معبودِ هماره غرق معبود
انسان همیشه فوق انسان
در کوی وصال او پرد دل
از خاک قدوم او دمد جان
عالم به در سراش سائل
خلقت به یم عطاش مهمان
مرهون شفاش نجل مریم
محتاج دعاش پور عمران
یک آینه از جمال او نور
یک سوره ز وصف اوست فرقان
کعبه به ولادتش مزین
عالم به ولایتش مسلمان
خلقت همه عبد و اوست مولا
عالم همه مور و او سلیمان
خیبرشکن رسول اکرم
سردار سپاه حی سبحان
در اوج حکومت از کرامت
بر طفل یتیم می‌پزد نان
بر دادن خاتمش کند فخر
ختم رسل و خدای منان
گه تیغ کشد به حفظ اسلام
گه رنج برد برای قرآن
ای ماه، نهاده رو به خاکت
ای داده به آفتاب فرمان
تو کیستی ای تمام تاریخ؟
تو کیستی ای امام دوران؟
تو کیستی ای هماره پیدا؟
تو کیستی ای همیشه پنهان؟
هم وهم ز وصف توست عاجز
هم عقل ز کار توست حیران
یک خوشه ز خرمن تو فردوس
یک لاله ز روض? تو رضوان
گر عمر جهان تمام گردد
مدح تو نمی‌رسد به پایان
مرهون دعای توست عالم
محتاج عطای توست درمان
 

——————(زمزمه)——

یا امیرالمؤمنین یا ذالنعم  یا امام المتقین یا ذالکرم
اننا جئناک فی حاجاتنا     لاتخیبنا و قل فیها نعم
ای ز نفس ما به ما اولی علی!
                          یا علیّ و یا علیّ و یا علی
نفس احمد! قلب قرآن! رکن دین!
شهریار آسمان‌ها در زمین!
دست حق! بازوی حق! شمشیر حق!
فاتح خیبر! امیرالمؤمنین!
دین، علی دنیا، علی عقبا، علی/ياعلي و…..

معرفت گم کرده ره در کوی تو
حسن تصویر الهی روی تو
روی تو از شش جهت سوی خدا
چشم و دست آفرینش سوی تو
 گوش? چشمی به سوی ما علی! /ياعلي و…..

حسن غیب کبریا شمع دلت
کعبه دل خانه خشت و گلت
در کنار خانه خشت و گلی
وسعت ملک الهی منزلت
ای همه پیدا و ناپیدا علی! /ياعلي و…..

یا علی، اول تویی آخر تویی
در همه عالم فقط حیدر تویی
اختیار نار و جنت دست توست
حق و باطل را تویی داور، تویی
با تو باشد داوری فردا علی! /ياعلي و…..

تا که در دریای خون، پاکم کنی
تیغ عشقت کو که صدچاکم کنی؟
دور سلمانت بگردانی مرا
زیر پای قنبرت خاکم کنی
 تا گذاری روی خاکم پا علی! /ياعلي و…..

بی‌تو طاعت نار سوزان است و بس
بی‌تو ‌تقوا کوه عصیان است و بس
بی تو اجر روزه و حج و جهاد
شعله‌های سخت نیران است و بس
بی‌‌تو توحید است بی‌معنا علی/ياعلي و…..

نور مهرت را به ذاتم داده‌اند

از ازل آب حیاتم داده‌اند
پیشتر از خلقت این روزگار
چارده فُلک نجاتم داده‌اند
 با تو بودم آشنا تنها علی! /ياعلي و…..
 ظلمتم؛ با یک نگاهم نور کن
سینه ي  سیناییم را طور کن
گرچه می‌باشد سیه پرونده‌ام
«                       میثمم» با میثمم محشور کن
سرفرازم کن، به زهرا، یا علی/ياعلي و…..

 

 

 

 

 

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی
شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی
نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی
هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری
که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
به کدام کس مثلت زنم که بود مثال تو یا علی

توئی آن که غیر وجود خود به شهود و غیب ندیده ای
همه دیده ای نه چنین بود شه من تو دیده دیده ای
فقرات نفس شکسته ای سبحات وهم دریده ای
ز حدود فصل گذشته ای به صعود وصل رسیده ای
ز فنای ذات به ذات حق بود اتصال تو یا علی
چو عقول و افئده را نشد ملکوت سر تو منکشف
ز بیان وصف تو هر کسی رقم گمان زده مختلف
همه گفته اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف
فُصحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطق خود شده اند لال تو یا علی
توئی آن که در همه آیتی نگری به چشم خدای بین
توئی آن که از کشف الغطا  نشود تو را  زیاده یقین
شده از وجود مقدّست همه سِرِّ کَنز خفا مبین
زچه رو دم از انا ربکم نزنی بزن به دلیل این
که به نور حق شده منتهی شرف کمال تو یا علی
توئی آن که مستی ما خلق شده بر عطای تو مستدل
ز محیط جود تو منتشر قطرات جان رشحات دل
به دل تو چون دل عالمی، دل عالمی شده متصل
نه همین منم ز تو مشتعل، نه همین منم به تو مشتغل
دل هر که می نگرم در او، بود اشتعال تو یا علی
به می خم تو سرشته شد گل کاس جان سبو کشان
ز رحیق جام تو سر گران سر سر خوشان دل بیهشان
به پیاله دل عارفان شده ترک چشم تو می فشان
نه منم ز باده عشق تو هله مست و بیدل و بی نشان
همه کس چشیده به قدر خود ز می زلال تو یا علی
توئی آن که سدره منتهی بودت بلندی آشیان
رسد استغاثه قدسیان به درت ز لانه بی نشان
به مکان نیایی و جلوه ات به مکان ز مشرق لا مکان
چو به اوج خود رسیده ای ز علوّ قدر و سُمُوشان
همه هفت کرسی و نه طبق شده پایمال تو یا علی
نه همین بس است که گویمت به وجود جود مُکرّمی
نه همین بس است که خوانمت به ظهور فیض مُقدّمی
تو منزهی ز ثنای من که در اوج قدس قدم نهی
به کمال خویش معرفی به جلال خویش مسلمی
نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
توئی آن که میم مشیتت زده نقش صورت کاف و نون
فلک و زمین به اراده ات شده بی سکون شده با سکون
به کتاب علم تو مندرج بود آن چه کانَ و ما یکون
توئی آن مصور ما خلق که من الظواهر و البطون
بود این عوالم کن فکان، اثر فعال تو یا علی
تو همان درخت حقیقتی که در این حدیقه دنیوی
ز فروغ نور تو مشتعل شده نار نخله موسوی
انا ربکم تو زنی و بس به لسان تازی و پهلوی
ز تو در لسان موحدین بود این ترانه معنوی
که انا الحق است به حقِّ حق ثمر نهال تو یا علی
توئی آن تجلی ذوالمنن که فروغ عالم و آدمی
ز بروز جلوه ما خَلَق به مقام و رتبه مُقدّمی
هله ای مشیت ذات حق که به ذات خویش مسلمی
به جلال خویش مجلّلی ز نوال خویش منعمی
همه گنج ذات مقدست شده ملک و مال تو یا علی
تو چه بنده ای که خدائیت ز خداست منصب و مرتبت؟
رسدت ز مایه بندگی که رسی به پایه سلطنت
احدی نیافت ز اولیاء چو تو این شرافت و منزلت
همه خاندان تو در صفت چو تواند مشرق معرفت
شده ختم دوره ی علم و دین به کمال آل تو یا علی
تو همان ملیک مهیمنی که بهشت و جنت و نه فلک
شده ذکر نام مقدست همه ورد اَلسنه ملک
پی جستجوی تو سالکان به طریقت آمده یک به یک
به خدا که احمد مصطفی به فلک قدم نزد از سمک
مگر آن که داشت در این سفر طلب وصال تو یا علی
توئی آن که تکیه سلطنت زده ای به تخت موبدی
به فراز فرق مبارکت شده نصب تاج مخلدی
ز شکوه شان تو بر ملا جلوات عز ممجدی
متصرف آمده در یدت ملکوت دولت سرمدی
تو نه آن شهی که ز سلطنت بود اعتزال تو یا علی
توئی آن که ذات کسی قرین نشده است با احدیتت
توئی آن که بر احدیتت شده مستند صمدیتت
نرسیده فردی و جوهری به مقام منفردیتت
نشناخت غیر تو هیچ کس ازلیتت ابدیتت
تو چه مبدای که خبر نشد کسی از مآل تو یا علی
تو که از علایق جان و تن به کمال قدس مجردی
تو که بر سرائر معرفت به جمال اُنس مخلدی
تو که فانی از خود و متّصف به صفات ذات محمدی
به شئون فانی این جهان نه معطلی نه مقیدی
بود این ریاست دنیوی غم و ابتهال تو یا علی
تو همان تجلی ایزدی که فراز عرشی و لا مکان
دهد آن فواد و لسان تو ز فروغ لوح و قلم نشان
خبری ز گردش چشم تو حرکات گردش آسمان
تو که رد شمس کنی عیان به یکی اشاره ابروان
دو مسخر آمده مهر و مه هله بر هلال تو یا علی
هله ای موحد ذات حق که به ذات معنی وحدتی
هله ای ظهور صفات حق که جهان فیضی و رحمتی
به تو گشت خلقت کن فکان که ظهور نور مشیتی
چو تو در مداین علم حق ز شرف مدینه حکمتی
سیلان رحمت حق بود همه از جبال تو یا علی
بنگر فواد شکسته را به درت نشسته به التجا
به سخا و بذل تواش طمع به عطا و فضل تواش رجا
اگرش برانی از آستان کُند آشیان به کدام جا؟
ز پناه ظل وسیع تو هم اگر رود برود کجا؟
که محیط کون و مکان بود فلک ظلال تو یا علی
***
فواد کرمانی***

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

————-(شعر-واحد-شب 19)—-

این چشم ها به راه توبیدار مانده است
چشم انتظارت از دم افطار مانده است
برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیار مانده است
با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهردار
مانندفاطمه تنت ازکار مانده است
آنقدر زخم ضربه دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است
آرام ترنفس بکش آرام تربگو
چندین نفس به لحظه دیدار مانده است
از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است
سی سال رفته است ولی جای آن طناب
برروی دست و گردنت انگار مانده است
می دانی ای شکسته سر آل هاشمی
تاریخ زنده درپی تکرار مانده است
از بغض دشمنان به تویک ضربه سهم توست
باقیِّ آن برای علمدار مانده است

 

 

 

 

 

 

 

 

——–(حضرت امیر-پس ازشهادت)–

مسجد، خموش و شهر پر از اشک بی‌صداست
ای چاه خون گرفته کوفه علی کجاست؟
ای نخل‌ها که سر به گریبان کشیده‌اید
امشب شب غریبی و تنهایی شماست
دل‌ها تمام، خیمه آتش گرفته‌اند
صحرای کوفه شام غریبان کربلاست
امشب علی به باغ جنان پیش فاطمه است
اما دل شکسته او در خرابه‌هاست
سجاده بی‌امام و زمین‌ لاله‌گون ز خون
مسجد غریب مانده و محراب، بی‌دعاست
باید گلاب ریخت پس از دفن، روی قبر
امشب گلاب قبر علی اشک مجتباست
تو از برای خلق جهان سوختی علی!
اما هزار حیف که دنیا تو را نخواست
ای چاه کوفه اشک علی را چه می‌کنی
دانی چقدر قیمت این در پربهاست؟
باید به گریه گفت: علی حامی بشر
باید به خون نوشت: علی کشته خداست
هر لحظـه در عزای علی تا قیام حشر
«میثم» هزار بار اگر جان دهد رواست

 

 

 

 

 

———-(واحد-ياشهيد بالليلةالقدر)—–

یا حیدر  یا حیدر  یا حیدر  علی 2
صلوا علیک یا والی الولی

صلوا علیک یا مرتضی علی 2
کاشفُ الکَربِ المساکین

انّک ساقِی المُحبّین 2
     یا حیدر  یا حیدر  یا حیدر  علی 2

السلام علی میزانِ الاعمال

یا مرتضی، یا مُقلّب الاحوال 2
أنتَ سیدُ الوصیین       وارثُ علمِ النّبیین 2
    یا حیدر  یا حیدر  یا حیدر  علی 2

أدخلنی الجنّه بِشَّفاعتِکَ

یاعلی فاجعَلنی مِن شیعَتِکَ 2
أنت سلطان؛ فاتحُ البدر/ یا شهیدٌ باللیله القدر 2
    یا حیدر  یا حیدر  یا حیدر  علی 2

یا وجیهاً عند الله یا مرتضی

إشفع لنا عند الله یا مرتضی 2
خازنُ وحی؛ عَیبَتُ علم      أنت صابر، معدنُ الحلم 2
     یا حیدر  یا حیدر  یا حیدر  علی 2

ها علیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر

ربُّه فیه تَجَلی وَ ظَهَر 2
یا امیری! حجتُ الله!   فوقَ أیدیهم یدُ الله 2
     یا حیدر  یا حیدر  یا حیدر  علی 2

 

 

 

 

——-(واحد-زمینه -كوفه پراز درد وغمه)—-

شب شب آخر علی/      شب عزا و ماتمه
آسمونا خون می بارن/ کوفه پر از درد و غمه
           ساقی کوثر     دلاور خیبر
          داره میره امشب کنار پیمبر
یا حیدر مولا                    علیٌ الاعلی

علیٌ الاعظم                     علی ولی الله

به روی سر یه رد تیغ/  ز نفرت و کینه داره
چادر خاکی شده ای/ علی روی سینه داره
     سردار تنها         می بینه تو رویا
     عزیز دلش رو    رو دستای زهرا
یا حیدر مولا                     علیٌ الاعلی

علیٌ الاعظم                     علی ولی الله

نفس نفس آه علی/     داره میاد روی لبش
تو این شب غصه خدا/ صبری بده به زینبش
     محزون و خسته      یه قلب گرفتار
     چه بارشی داره       چشای علمدار
یا حیدر مولا                    علیٌ الاعلی

علیٌ الاعظم                     علی ولی الله

 

 

 

———-(واحد-الهي عفوك عفوك)—-

 

دلم امشب پریشان است

به حال خود زار و گریان است
مرا امشب ببخش یارب

که بخشش کار بزرگان است
الهي عفوك عفوك
به سوز علی   به آه علی

به کوفه که شد قتلگاه علی
به زمزمه اش   به فاطمه اش

به همسفر نیمه راه علی

به سوز دل و   دعای علی

به زمزمه ربنای علی
ز نخلستان نمی آید

خدایا دیگر صدای علی

الهي عفوك عفوك

نگشتي تو فراموشش

به آن کیسه نان بر دوشش
به مولایی  که می گیرد

یتیمان را بین آغوشش

الهي عفوك عفوك

 

 

به زمزمه های بر لب او

به سوز مناجات هر شب او
به حق حسن، به حق حسین،

به حال دل زار زینب او

الهي عفوك عفوك

 

به آن کوچه  به آن خانه

که بشکستند احترامش را
به آن دم که نمی دادند

مدینه جواب سلامش را

الهي عفوك عفوك

 

 

 

 

 

—————–(زمينه)—-

نوا و زمزمه ي مدام من عليه

قسم به ذات خدا  امام من عليه

ايمانم علي مولا

قرآنم علي مولا

جانانم علي مولا  علي جانم

ميدوني قلبم باتو ياره

دل براتو  بيقراره

به غريبيت خون ميباره

نوا و زمزمه ………………….

كسي كه قلبش باعليه

راه عشقش تا عليه

هميشه ذكرش يا عليه

نوا و زمزمه ي ………………..

حيات وزندگي ودوام من عليه

نخوان به نام دگركه نام من عليه

قسم به ذات خدا امام من عليه

دلدارم علي مولا

غمخوارم علي مولا

سالارم علي مولا  تويي يار

 

 

 

 

علیست مرغ حق و کعبه آشیانه اوست

حریم عشق پر از دلنشین ترانه اوست

پس از گذشت زمانها هنوز گوش بشر

بنغمه­های دل انگیز و عاشقانه اوست

زلال چشمه زمزم کجا و اشگ علی

صفای این حرم از گریة شبانه اوست

علیست محرم اسرار رب بی همتا

کلید دار عطابخش هر خزانة اوست

بهشت ماحضر سفرة عطای علیست

جحیم سوزش یک ضرب تازیانه اوست

وسیلة کرم ذات حق یدالله است

خدای هر چه ببخشد علی بهانه اوست

علی بپلة آخر رسید در ایمان

نبی سراست و علی پا تا بشانة اوست

علی است خانه یکی با خدای بیهمتا

درون بیت خدا زادگاه وخانه اوست

علی است فرد نمودار خلقت کامل

که عقل در عجب از خالق یگانه اوست

مقام صید علی برتر از تفکر ماست

چو بی نظیر بعالم غم زمانة اوست

تو صید شیرخدا بین که روبهی مکار

بقصد کشتن زهرا در آستانة اوست

حسان معرف الله شد ولی الله

چو در تمام صفات علی نشانه اوست

 

 

کیست علی؟ تمامِ هست خدا
گوش خدا، دیده و دست خدا
کیست علی؟ وصی ختم رسل
کیست علی؟ عصارۀ عقل کل
کیست علی تجلی کبریا
لحم و دم و نفس رسول خدا
کیست علی؟ روح صلات و صیام
کیست علی؟ رکن قعود و قیام
سکوت ما صحبت ما یا علی است
قبولی طاعت ما یا علی است
مغز، علی و دگرانند پوست
فشردۀ هزار و یک اسمِ هوست
یک شبش از عمر جهان برتر است
یک دمش از طاعت عالم سر است
مهر علی نور کند نار را
مهر علی لاله کند خار را

مهر علی کار مسیحا کند
مردۀ دل را علی احیا کند
مهر علی رحمت بی‌انتهاست
مهر علی تمام لطف خداست
مهر علی ولایت انبیاست
مهر علی هدایت انبیاست
مهر علی تمام ایمان بوَد
مهر علی حیات قرآن بوَد
مهر علی چراغ آئین ماست
مهر علی تمامیِ دین ماست
مهر علی کلاس عمّارهاست
نتیجه‌اش میثم تمّارهاست
ما به تولّای علی زاده‌ایم
روز ازل دل به علی داده‌ایم
این سخن خلق همه عالم است
گر چه روان از قلم «میثم» است

سرود آب و گل ما یا علی است
حرف زبان و دل ما یا علی است

 

 

—–(شور- زمينه- همه هستم فداي تو)—

هو علی حق علی یا علی یا علی 2
یا علی یا حیدر 4
*****
شد شب آخری که شه لافتی
نون و خرما به دوش میره تو کوچه ها
دلش از این مردم خونه

نگاهش غرق بارونه
ذکر روی لبهاش امشب

و إلیه راجعونه
دیگه امشب میشه راحت

علی از طعنه و تهمت
داره کوفه میشه محروم

دیگه از بارون رحمت
هو علی حق علی یا علی یا علی 2
یا علی یا حیدر 4

نبض زهرا علی ذکر سقا علی
کعبه قلب زمین می طپه با علی
 

 

کنج ایوون طلای تو

جون میدم آقا پای تو
بأبی أنت و أمی

همه هستم فدای تو
دستای پینه بستتو

بکش آقا روسر من
اگه باشی بابای من

زهرا میشه مادر من
هو علی حق علی یا علی یا علی 2
یا علی یا حیدر 4

 

 

اي نخل‌هاي کوفه! امام شما چه شد؟
آن اشک و شور و گريه و حال و دعا چه شد؟
محراب کوفه! سرخي دامان تو ز چيست؟
سجاده علي! علي مرتضي چه شد؟
هم صحبت غريب تو اي چاه کوفه کو؟
فريادهاي آن دل درد آشنا چه شد؟
اي صحنه‌هاي بدر و احد کو اميرتان؟
اي ذوالفقار، بازوي شيرخدا چه شد؟
اي کوچه‌هاي شهر مدينه خبر دهيد
صاحب عزاي حضرت خيرالنسا چه شد؟
اي کودک يتيم که خالي است سفره‌ات
آورد آنکه بهر تو هر شب غذا چه شد؟
اي بام کوفه بانگ اذان علي کجاست؟
آن صوت دلنشين و صداي رسا چه شد؟
پير مريض! يار غريبي که نيمه شب
مي‌ريخت در دهان تو هر شب دوا چه شد؟
اي کوفه آن امير غريبي که سال‌ها
ديده است از رعيتش آزارها چه شد؟
«
ميثم» بخوان ز سوز جگر روضه علي
با ما بگو به آن شه ارض و سما چه شد؟

 

 

 

———————–(شعر-مدح)—–

تا به پاي شير حق درِّ سخن سازم نثار
فکر و ذکرم سخت در زنجير حيرت شد دچار
گر نگويم وصف او را دل نمي‌گيرد قرار
ور بگويم، گردم از ضعف کلامم شرمسار
به که گويم آنچه را فرمود حي کردگار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                         ****        
وجه ذات لا مکان فرمانده امکان علي است
شير حق، شمشير حق، حق را بهين ميزان علي است
قلب قرآن، جان قرآن، هستي قرآن علي است
دين علي، روح جوانمردي علي، ايمان علي است
هر جوانمردي دهد تا صبح محشر اين شعار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                        ****
روز جنگ بدر همچون بدر تابان جلوه کرد
بدر نه، بالله قسم در ملک امکان جلوه کرد
وز رخش تا صبح محشر، نور ايمان جلوه کرد
از دم شمشير او فتح نمايان جلوه کرد
تيغ هم در دست او مي‌گفت بين کارزار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                         ****

زير سم مرکبش کوه احد لرزيد سخت
آتش از تيغش به جان دشمنان باريد سخت
شير بود و يکتنه بر لشکري غريد سخت
با تن مجروح دور مصطفي گرديد سخت
بانگ مي‌زد دم به دم جبريل در آن گيرودار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                         ****    
بعد فتح جنگ بدر و بعد پيکار اُحُد
جنگ احزاب آمد و بيدادِ عَمر و عبدود
آنکه بودي با هزاران لشکرش پيکار، خود
تا که بر رزمش مصمم حيدر کرار شد
گفت پيغمبر چو ديد آن قدرت و آن اقتدار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                        ****
خواند در خندق پيمبر شير حق را کل دين
عمرو شد با ذوالفقار خشم او نقش زمين
باز شد پيروز از ميدان، اميرالمؤمنين
آمد از جان‌آفرين بر دست و تيغش آفرين
سنگ‌ها و کوه‌ها گفتند با هم آشکار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                      ****

اين نه مدح اوست گر گويي در از خيبر گرفت
يا که با شمشير از عمرو دلاور سر گرفت
يا که تيغش عقده‌ها از قلب پيغمبر گرفت
کو به انگشتي زمام از خسرو خاور گرفت
کرد ختم الانبيا بر دست و تيغش افتخار
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                        ****
دست حق، دست محمّد، دست قرآن، حيدر است
متکي بر بازويش روز اُحد، پيغمبر است
صبر او از فتح احزاب و اُحد، بالاتر است
شاهد تنهايي زهراي خود پشت در است
در غلاف صبر او شمشير مي‌شد بي‌قرار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                      ****
او که مي‌افتاد بر پايش سرِ سردارها
دم به دم از زير دستانش رسيد آزارها
چاه هم لبريز شد از اشک چشمش بارها
مار گرديدند بهر قصد جانش يارها
از شکيبايي او پيچيد بر خود روزگار
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                      ****

آنکه بودي شاهد رزم و شجاعت‌هاي او
ديد چون در سلسله دست جهان‌آراي او
پيش چشمش حمله‌ور گشتند بر زهراي او
گفت حق را يافتم امروز در سيماي او
دين حق از صبر او مانَد به عالم پايدار
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
                    ****
اي تمام دين ولايت، يا اميرالمؤمنين
کتف احمد جاي پايت يا اميرالمؤمنين
دل حريم با صفايت يا اميرالمؤمنين
نظم «ميثم» در ثنايت يا اميرالمؤمنين
شد به اين مصراع ختم از جانب پروردگار:
لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار

 

 

 

 

—-(شور- زمينه- آسمون امشب دلشوره داره)–

آسمون امشب   دلشوره داره

غم میباره    از رخ مهتاب
میون خون از      تیغ کینه

افتاده ماه     گوشه ی محراب
فریاد   از زمونه
                              غربت   بی امونه
      حیدر  سجده گاهش  غر ق خونه
                     ****
میریزه نم نم   اشک غریبی

از نگاه  خسته ی حیدر
گشته دوباره   مولا امشب

بیقرار   دیدن کوثر
سیر از     روزگاره
                            پاهاش    جون نداره
       مولا    دیگه امشب   رستگاره
                     ****
می چکه خون از      چهره ی ماهش

روی خاکه     فاتح خیبر
یه دنیا درده      قلب زارش

گشته زارو   خسته و مضطر

تاره   شام امشب
                               داره   ذکر یارب
    فریاد   ای امان از       قلب زینب

 

 

 

——————–(شعر)—–

به خون شستند بیت ذات پاک حقتعالی را
الا ای اهل عالم عاقبت کشتند مولا را
چه دیدید از علی جز مهربانی مردم دنیا
چرا کشتید آن تنهاترین تنهای دنیا را
شما با کشتن مولا امیرالمؤمنین کشتید
محمّد را علی را انبیا را بلکه زهرا را
بگرد ای ماه از خون جگر اخترفشانی کن
خبرکن زین مصیبت چاه و نخلستان خرما را
الا ای داغداران علی آیید در کوفه
تسلا در غم مولا دهید آن پیر اعما را
ز پا افتاد با رخسار خونین بت‌شکن مردی
که در بیت خدا بگذاشت بر دوش نبی پا را
فلک یک زخم بر فرق امیرالمؤمنین دیدی
ندیدی بر دل مجروح او زخم زبان‌ها را؟
طبیبا جای مرهم اشک ریز از دیدگان خود
علی از دست رفته کن رها دیگر مداوا را
علی روز ولادت بوسه زد بر دست عباسش
شب قتل علی عباس بوسد دست بابا را
اگر آلوده‌ای «میثم» چه غم داری علی داری
خدا بخشد به روی غرقه در خون علی، ما را

 

 

—–(واحد-اميرصف شكنان حيدر)—–

زندگی با تو شیرینه شیرینه شیرینه حیدر
تو نباشی دل غمگینه غمگینه غمگینه حیدر
می کشم، به ولای شما نفس

قبله ام نجف است و بس
میکنی تو هوائی ام
زلف من، گره خورده به زلف تو

زیر سایه ي لطف تو
روز و شب به گدائی ام
یل تمام یلان حیدر

امیر صف شکنان حیدر
نوای خسته دلان حیدر
حیدر،حیدر،حیدر

با ولای تو مأنوسم مأنوسم مأنوسم حیدر
خاک پایت را می بوسم می بوسم می بوسم حیدر
مادر و، پدرم به فدای تو

می کشم به ولای تو
نفس ای شه لوکشف
 

 

عمریه، می شه حال دلم خراب

می بینم شبا توی خواب
می بری من و تا نجف
فدای صحن و سرات آقا

جوونیم به فدات آقا
غلام سینه زنات آقا
حیدر،حیدر،حیدر

 

 

 

 

—-(واحد- به ولاي علي دل بستم)—-

به ولای علی دل بستم

فقط عاشق حیدر هستم
شده ذکردل سرمستم

حیدر حیدر حیدر
اگر ای غمزده میخواهی

بشوی سوی نجف راهی
بزن از جام یداللهی

حیدر حیدر حیدر
حیدر حیدر حیدر مدد حیدر

برو ای عاشق دیوانه

در میکده و میخانه
که دهد دست تو پیمانه

حیدر حیدر حیدر
ببر امشب به خراباتم

شده آئینه مرآتم
همه شب ذکر و مناجاتم

حیدر حیدر حیدر
حیدر حیدر حیدر مدد حیدر

 

 

شه شیرین سخنان حیدر

یل خیبر شکنان حیدر
دم صاحب نفسان حیدر

حیدر حیدر حیدر
صنم و معبد من حیدر

حرم و مقصد من حیدر
حجرالاسود من حیدر

حیدر حیدر حیدر
حیدر حیدر حیدر مدد حیدر

چه مبارک شده تقدیرم

حاجت از دست تو میگیرم
آخر از عشق تو می میرم

حیدر حیدر حیدر
اگر ای غمزده میخواهی

بشوی سوی نجف راهی
بزن از جام یداللهی

حیدر حیدر حیدر
حیدر حیدر حیدر مدد حیدر

 

 

—–(شور- روسياهم و…)—–

رو سیاهم و می دونم آخدا که گنهکارم
با همه بدیم میون سینه عشق علی دارم
یارب، کس و کارم، ایل و تبارم،

غلام دربار حیدرن
اینه، افتخارم، اهل دیارم،

همه گرفتار حیدرن
مسوزانم-که می خوانم-

علی عشقم-علی جانم
مولا، علی علی علی

کن شفاعتی روز جزا از این نفس آلوده
واسه شما بده بگن غلام علی بوده
بازم، بین زنجیر، میون آتیش،

بسوزونن اگه بال و پرم
فریاد، می زنم من، همه بدونن،

غلام دربار حیدرم
مسوزانم-که می خوانم-علی عشقم-علی جانم
مولا، علی علی علی

 

 

 

———(زمزمه – شب آخره )—–

عزیز دلم برات وصیتا دارم

ابوفاضلم  بیا که جونی ندارم
عزیزِ حسین!  نوبت به تو هم میرسه

دستای تو رو تو دست عشقت میذارم
یه روز میاد تو کربلا

برا حسین پرپربشی
از علقمه تا خیمه ها

نذر علی اصغر بشی
چشماتو بوسه میزنم

ماقبل  گلبوسه ی تیر
رو هم میاد تا نبینن

اهل حرم شدن اسیر
آه؛ علقمه گردد  پر ز عطر یاس

بانویی آید برسرت عباس
آه؛ میرسی آن روز تو به رویایت

فاطمه گردد مادرت عباس
 

 

بیا دخترم لحظه های آخرمه

سایه ی اجل دیگه بالای سرمه
دارم میمیرم  ولی برات دلواپسم

غریبی تو  دلیل چشم ترمه
یه روز میاد که دخترم

به کوفه برمیگردی تو
بین اسیرای حرم

تنهای تنها مردی تو
این یتیمایی که برام

کاسه های شیر میارن

شهرو برات گل میزنن

چشمای ناپاکی دارن
آه؛ زینت بابا ! بین بازاری

من ز این غصه غرق آوایم
آه؛ قلب تو پر درد کوفه ی نامرد

پس دهد اینجا نان و خرمایم

 

 

——–(زمينه –شور- باغم ومحن دمسازي)—- با غم و محن دمسازی                       نوحه وداع می سازی
تو چشات میخونم بابا   تو فکر پروازی
بیا ای بابا جون  تو که شیر خدایی
به جون داداشم نزن حرف از جدایی
بابا     میون سجده هام
بابا   تو اوج گریه هام
بابا   شفاتو من میخوام
****
رو دلت یه دنیا درده                         آه غصه ی تو سرده
صورتت پناه زینب       چقدر بابا زرده
با اینکه یه روزه به جز غصه نخوردن
یتیما بابا جون  برا تو شیر آوردن
بابا     میون سجده هام
بابا   تو اوج گریه هام
بابا   شفاتو من میخوام
***** وای از این دل زار تو                           از نگاه خونبار تو
چاه کوفه مونده امشب   چشم انتظار تو
بمیرم باباجون موهات از خون خضابه
هنوزم رو دستات بابا رد طنابه
بابا     میون سجده هام
بابا   تو اوج گریه هام
بابا   شفاتو من میخوام

 

 

—————(شعر)—— از غربتت اگر چه سخن‌هاست یا علی
دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی
گویی هنوز دامن محراب کوفه را
آثار خون ز فرق تو پیداست یا علی
آثار سجده، زخم جبین، روی غرق خون
در محضر خدات چه زیباست یا علی
تا دسته‌گل برای تو آرند از بهشت
بر روی دست، محسن زهراست یا علی
گرچه شکافت فرق تو در صبحگاه قدر
هر شب برای تو شب احیاست یا علی
شمشیر دید عازم وصل خدا شدی
روی تو را به خون تو آراست یا علی
دنیا چه پست بود که مثل تو را نخواست
از تو برید و غیر تو را خواست یا علی
کوفه پس از شهادت تو گشته متّحد
بر کشتن حسین مهیاست یا علی
گویی گرفته بهر تصدّق به دست، نان
چشم انتظار زینب کبراست یا علی
«میثم» گرفته دست توسّل به سوی تو
او تشنه و نگاه تو دریاست یا علی

 

.

.

 

 

———————-(شعر)—–

خوب شد تيغ تو بشكافت سرم را دشمن

هم توبر آرزوي خويش رسيدي هم من

آمدي دير چرا چشم براهت بودم

ازهمان شب كه تن فاطمه ام گشت كفن

شادي ام بود همان دم كه توام تيغ زدي

عمر من بود سراسر همه اندوه ومحن

درهمان لحظه كه شمشير تو بالا ميرفت

نشنيدي به جنان فاطمه ميگفت نزن

رنگت ازبيم پريده است چرا ميلرزي

تامنم زنده توهستي به پناهم ايمن

گرتو با دوست خود دشمنيت بود مدام

دوستي كرده همه عمر علي با دشمن

ميفرستم به برت سهم غذاي خود را

ميكنم برتو سفارش به حسين و به حسن

مسجد ومنبر وويرانه و چاه صحرا

هركجا بود سخن بود زمظلومي من

 

 

 

———-(غزل شهادت)—–

شب راه مي سپرد و علي بي قرار بود

گويي به عرش? فاطمه چشم انتظار بود
چشمان خويش را فلک از ترس بسته بود

کوفه? به خواب نيمه شب خود دچار بود
آن شب پريده بود زچشمان کوفه خواب

از بس که ناله هاي زمين غصه دار بود
خورشيد نيز حوصله روز را نداشت

غمگين و دل شکسته? پس کوهسار بود
آري! غروب زخمي خورشيد کعبه بود

آري خزان پرپر باغ بهار بود
شب بود و تيغ هاي شهاب آخته? ولي

خورشيد کعبه سوي افق رهسپار بود
عشق و صفا و مستي و اشک و غبار? آه

انگار روز موعد پروردگار بود
آري طلوع بود و هواي غروب داشت

اسب ولايت علوي بي سوار بود
“والعصر” بود و صوت “لفي خسر” مي رسيد

يک مرد زان ميانه فقط رستگار بود
وقتي که سرخ گشت سر تيغ آن پليد

پيراهني سياه? بر ذوالفقار بود
با گونه هاي سرخ فلق مي دميد صبح

صبحي که از طلوع خودش شرمسار بود
برق شجاعتش پس تيغش نهفته بود

شمس عدالت از افقش آشکار بود
تنها به چاه بايد از اين درد گريه کرد

اين درد را که قاتل او روزه دار بود

 

——–(واحد-چاه كوفه)—-

چاه کوفه/ رسيده ديگه شام آخر غريبي
زمان خداحافظي با بي حبيبي من غريبم
چاه کوفه آره ديگه نمي شنوي درد دل من
ميشه عدالتم به والله قاتل من  من غريبم
من ز حق محرومم

حجت معصومم

اولين مظلومم
يا حيدر4
چاه کوفه/ امشبي که روضه خونه سينه ي مضطر
ميشه شب اول راحتي حيدر يا الهي
مهر و منبر/ پير فقير نابينا خدانگهدار
کوچه ي غم و ناسزا خدانگهدار يا الهي
غصه دار دنيا

دل فکار و تنها

آمدم يا زهرا
يا حيدر
 

 

 

سينه ي چاه/  ديگه براي اشک چشمام جا نداره
امشب خروش قلبم و دريا نداره

وامصيبت
در سحرگاه / فزت و رب الکعبه خوانم با دل خون
ميشه تمام سجده گاهم سرخ و گلگون

وا مصيبت
روزه دار آهم

آخرِ اين راهم

زائر اللهم
يا حيدر

 

 

—–(شور-زمينه- يكي بياد)—–

تو شبي كه فلك تاره    دل دنيا شررباره
دلا همه       تو چنگ غم     گرفتاره
====
بارون   زده توي چشم يتيما
پر خون   شده صورت شير خدا
بي جون   افتاده تو محراب دعا
====
يكي بياد/شير خدا رو ياري كنه/براي غماش زاري كنه
كه وقت پروازه
تو موج غم/تو تيرگي دوره زمون/شده ديده هاش رنگ خزون
دلش پر ازرازه
علي علي اول مظلوم
************************

دلا از غصه لرزونه    ديده ها خيس بارونه
ز تيغ كين     دل فلك      پريشونه
=====
اي واي   اون پهلوونِ بدر و حنين
رنجور     ميريزه خونِ غصه ز عين
زير        بازوشو ميگيرن حسنين
=====
نشسته باز/رو تموم شهرگرد عزا/تو آسمونِ چشم آقا
هواي بارونه
تو ديده هاش/شور ماتم و غصه به پاس/شبيه شب تشييع ياس
شونش پر از خونه
علي علي اول مظلوم
************************
غما بر دل سرازيره    كوفه پر درد و دلگيره
امشب غمِِ     فلك عجب   نفس گيره
======
امشب    قامت مَه از غصه خمه
كوفه    زير سايه ي داغ و غمه
دلها    شده خونه ي غصه همه
======
تو خونه ي/مولا دل زينب تپيده/كه شده دماي سپيده
نيومده بابا
ولي حق/كوثر حالا روي لبشه/كه ديگه ميخواد پر بكشه
به ديدن زهرا
علي علي اول مظلوم

 

 

———-(بحر طويل شهادت)—–

شب از جامه ظلمت شده چون صحن عزا، خانه سيه‌پوش، تو گويي همه چيز و همه کس گشته فراموش، نه مانده شبحي پيش دو چشمي، نه صدايي رسد از کوچه خلوت زده بر گوش، چرا، مي‌شنوم تک تک پا و، شبحي را نگرم مي‌رسد از دور، يکي مرد که پوشيده رخ و از رخ مستور، به هر کوچه تاريک دهد نور، گمان مي‌کنم اين مرد کليم‌الله آن کوچه بُوَد آه ببينيد کجا مي‌رود و چيست ورا نيت و منظوره چه آرام وخموش است، دلش بحر خروش است، ببينيد که انبان پر از نان و پر از دانه خرماش به دوش است به گمانم که به ويرانه فقيري دل شب منتظر اوست که از گوشه ويرانه ندا مي‌دهد اي دوست کجايي که بگيري دل شب باز سراغ فقرا را؟
عجبا عرش خداوند مکان کرده به ويرانه سرايي بگرفته است به دامن سر يک پير فقيري که ندارد به جز از ديده اعما و تن خسته و دست تهي‌اش برگ و نوايي، به لبش ذکر دعايي، به دلش حال و هوايي، نه طبيبي نه دوايي نه غذايي، همگان چشم بصيرت بگشاييد و ببينيد که در دامن ويرانه اميري شده هم صحبت و دلباخته پير فقيري، اگر آن پير بپرسد تو که هستي؟ گل لبخند ز جان بخش لبش رويد و در پاسخ آن پير بگويد که فقيري شده در اين دل شب يار فقيري، عجبا باز به دوشش يکي انبان و گرفته است ره کوچه و پويد سوي ويرانه ديگر که به ايتام زند سر، ببرد بر همه از لطف و کرم باز غذا را.
کيستي؟ اي همه جا روي تو پيدا که نديدند و نگفتند که هستي؟ تو همان شير خدايي، تو چراغ شب تنهاييِ خيل فقرايي، تو به احزاب و اُحد يار رسول دو سرايي، تو به ايتام، پدر در دل ويرانه سرايي، تو گهي هم سخن چاه و گهي پهلوي نخلي، به زمين چهره گذاري، ز بصر اشک بباري و گهي مي‌چکد از قبضه تيغت به زمين خون عدو در صف پيکار، گهي مرحب خيبرکشي و عمرو به شمشير شرربار، گهي دست تو در سلسله خصم ستمکار، گهي وصله زني کفش خود اي حجت دادار، گهي قله عرشي و گهي حفر قناتت بوَد اي دست خدا کار، گهي عرش مکاني و گهي خانه نشيني، گهي استاد به جبرييل اميني و گهي ياور آن پيرزن مشک به دوشي، نتوان گفت که هستي تو، که هستي، تو بگو تا بشناسيم به توفيق بيان تو خدا را.
ناسپاسان که به جز مهر و وفا از تو نديدند، چه شد کز تو بريدند؟ خدا را به چه تقصير به محراب دعا تيغ کشيدند؟ چرا فرق تو را از ره بيداد دريدند؟ عجب حق تو گرديد ادا، پيک خدا داد ندا، آه که شد منهدم ارکان هدا، خفت به خون شير خدا، گشت به محراب فدا، روح مناجات و دعا، مسجديان يکسره اين ناله جانسوز شنيده همه از پنجه غم جاي گريبان، جگر خويش دريدند، ز دل ناله کشيدند، ز هر سو، سوي محراب دويدند و بديدند همه دين خدا در يم خون خفته و از لعل لب خويش گهر سفته و با صورت خونين سخن از فزت و رب گفته، گهي مي‌رود از هوش گه از اشک حسن آمده بر هوش، زند خون دل خسته‌اش از زخم جبين جوش، ز سوز جگر سوخته با قاتل خود گفت خدا را به چه جرمي به رويم تيغ کشيدي؟ تو که ديدي ز علي آن همه احسان و وفا را.
همه تن اشک فشان دست گشودند که آرند علي را به سوي خانه که ناگاه در آن سوز و غم و درد نگاهي به افق کرد و ندا داد که اي صبح! نشد در همه ايام تو از جيب افق سرزني و چشم علي پيشتر از سرزدن روي تو بيدار نباشد، عجبا گشت فدا در دل محراب دعا، جان پيمبر، علي آن ساقي کوثر، علي آن فاتح خيبر، علي آن مير مظفر، علي آن روح مکرم، علي آن عدل مجسم، علي آن دادرس امت و مظلوم‌ترين رهبر عالم، به خداوند، به پيغمبر و زهرا که علي کشته عدلي است که خود حاکم آن بوده و خود مجري آن بود، خدا را نشنيديد مگر داد دوا پيش‌تر از کشتن خود قاتل خود را؟ نشنيديد که بخشيد ز اکرام و جوانمردي خود تيغ به دشمن؟ نتوان يافت دگر مثل علي گو که بپويند زمين را و سما را.

 

 

-(نوحه – واحد – اي ساقي لب تشنگان)—-

اي مسجد کوفه چرا خاموش و تنهايي؟
چون روي مولا لاله‌گون از خون مولايي
شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

از پا فکندند عاقبت نفس رسالت را
کشتند از تيغ ستم روح عدالت را
شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

شد اجر خوبي‌هاي مولا تيغ زهرآلود
آيا جواب آن همه لطف و عطا اين بود؟

شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

امشب علي لحظه به لحظه مي‌رود از هوش
فردا چراغ عمر مولا مي‌‌شود خاموش
شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

امشب شب پايان عمر سيدالناس است
فردا روان خون جگر از چشم عباس است
شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

امشب رها از حبس دنيا مي‌شود مولا
فردا دگر مهمان زهرا مي‌شود مولا
شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

امشب تمام انبيا سر در گريبانند
فردا يتيمان بهر مولا نوحه مي‌خوانند
شيرخدا حيدر افتاده در بستر
شيرخدا حيدر افتاده در بستر

 

 

——-(واحد- ولي اله الاعظم)—-

ولی الله اعظم   ای آقای عالم

حیدر حیدر حیدر حیدر
نور نیرینی     تو اباالحسینی

حیدر حیدر حیدر حیدر
ختم هر کلامي/دنیای مرامی/کوری حسودا/تو اول امامی
اول و آخر حیدره   شافع محشرحیدره

ساقی کوثر حیدره   فاتح خیبر حیدره

حیدر ……
شمشیر عدالت    تفسیر سعادت

حیدر حیدر حیدر حیدر
کعبه زادگاهت   قبله جایگاهت

حیدر حیدر حیدر حیدر
ابروی تو عشق است/گیسوی تو عشق است/

در میدان پیکار/یاهوی تو عشق است
مرشد مستان حیدره  تمام ایمان حیدره

معنی و شرح انما   هبوط یزدان حیدره
حیدر…….
صاحب الثنایا  منتهی الرجایا

حیدر حیدر حیدر حیدر
سامع الشکایا    قاضی المنایا

حیدر حیدر حیدر حیدر
عالم بی قرارت/دل خدمتگزارت/

حق بوسه زده بر/تیغ ذوالفقارت
روح مع الحق حیدره      شعور مطلق حیدره

قاتل جان عبدود       دلیر خندق حیدره
حیدر….
قربان شعارت   زینب یادگارت

حیدر حیدر حیدر حیدر
ای تندیس احساس ای استاد عباس

حیدر حیدر حیدر حیدر
لحم و نفس طاها/ای ساقی سقا/

مصداق خدایی/ای هستي زهرا
شیر دلیران حیدره     تمام قرآن حیدره

برای ما مشهد، نجف؛   شاه خراسان، حیدره
حیدر….

 

 

 

——(زمزمه –داره بارون ميباره)—

بابا بيا خون به دل ماها نكن

توگريه هات به آسمون نگاه نكن

اينقدر براي مردنت دعا نكن

داره بارون ميباره 2

بيا مسجد نرو امشب باباجون

نمازت رو يه دفعه خونه بخون

بيا بيشتر پيش بچه هات بمون

اي دل اي دل

سر شكته ات بادلم  برابره

مرحم من دو چشماي تره

غمخواربابا دل زار دختره

داره بارون ميباره2

خون گرفته چهره ي ماه تورو

كوفه تو دلش داره آه تورو

روشني ميده خدا راه تورو

اي دل اي دل

باباجونم باباجونم باباجون 3

بيا بيشتر پيش بچه هات بمون

چي ديدي كه هي ميگي با دل خون

انا للله واليه راجعون

داره بارون ميباره 2.

 

——–(دو دمه)—–
آرزو دارم بيايد در كنارم كوثرم

ديدني شد بسترم
آرزو دارم ببندد فاطمه زخم سرم

ديدني شد بسترم

 

 

 

——–(زمزمه-شب آخره)—–

شب آخره که نون و خرما می بره

شب آخره   ناز یتیمو می خره
شب آخره  که ذکر مردم فقیر خدا ای خدا نفرین نام حیدره
یه عمره چیزی نشنیده                     جز طعنه و زخم زبون
امشب زیر لب می خونه                              انا الیه راجعون
جواب سلامش نمیدن                       از عمق دل میکشه آه
یه همزبونم نداره                         میکنه در دل با چاه
آه؛این جفا از چه،ناسزا از چه؟     من چه کردم با مردم کوفه
آه؛ بار غم بردم نان جو خوردم     من نخوردم یک گندم از کوفه دست آسمون هر شب دخیل دامنش دعا میکنه هر شب برای دشمنش
یه کوه بلا داره رو قلب بی قرار یه رد طناب مونده هنوز رو گردنش
یادش نمیره اون روزو                     نامردا ریختن تو خونه
اشرار شهر بهشتش و                         آتیش زدن وحشیونه
|نامردما و علی و                         عبای از دوش افتاده
فاطمه رو به پشت در                    می دید که بیهوش افتاده
آه؛آسمان لرزید چشم من می دید       قطره های خون بر در خانه
آه؛ فاطمه آمد بین آن کوچه      دور من گردید  مثل پروانه

 

—-(زمينه – داره روضه ميخونه حيدر)—- دیگه مثل پاییزه کوفه                   ز غصه چه لبریزه کوفه
عجب اشکی میریزه کوفه
غم انگیزه کوفه
امشب شب موعد صاحب ذوالفقاره
امشب تو محراب کوفه دیگه رستگاره
شب و تا- خود صبح – بیداره داره ذکر میگه آروم آروم             همون که ز حق گشته محروم
شده مهمون ام کلثوم
علی شاه مظلوم
بازم با نون و نمک این آقا کرده افطار
بازم میره سمت یک چاه بگه کل اسرار
شده ماه غمها پدیدار دلش دیگه آروم نداره                      شب قدره و بی قراره
چشاش مثل ابر بهاره
دلش پیش یاره
امشب یه پیراهن خونی رو بین سینه
از بس که بوسیده زار و غمینه
میگه هی-امون از- مدینه

 

———(زمينه –داره روضه ميخونه حيدر)—- غریب و پریشونه حیدر  داره روضه می خونه حیدر
پیش زهرا مهمونه حیدر
دلش خونه حیدر
امشب میشه راحت از مردم پست دنیا
خدا هم عزاداره تو هیأت عرش اعلی
می خونه – دو عالم – واویلا

بمیرم برای همیشه       چشای علی بسته میشه
داره کوفه میگه نمیشه
بی بابا! ؛ نمیشه
امشب سراغ بابا رو می گیرن یتیما
در خونمونو نزد دیگه همبازی ما
شدیم باز- شبیه – قدیما

شده با غم و غصه مأنوس             همه آسمون پر ز فانوس
همش می کشه آه افسوس
بیاد اسم ناموس
امشب شب آخره شاه خونه نشینه
لباس عزیزش رو داره به سینه
میگه هی- امون از – مدینه

 

 

 

————-(شعر)—-

جانم فدای مهر ووفای تو یا علی

شرمنده ام زلطف وعطای تو یا علی

تو پادشاه جود وسخاوت منم گدا

آقای عالم است گدای تو یا علی

باور نمیکنم که ساعت تحویل سال نو

مهمان شدم به صحن وسرای تو یا علی

شادم که با تو سال نو آغاز میکنم

امسال با صفا شوم زصفای تو یا علی

گویم محول الاحوال وحال ِ من

حوّل شود زحمد وثنای تو یا علی

خواهم که مثل فاطمه ات بین کوچه ها

ورد لبم بود همیشه نوای تو یاعلی

تازنده بود یک سرِمو ازتو کم نشد

شد صورتش کبود برای تو یاعلی

دست تو بسته بود ، وگرنه نمیشد آن

پس کوچه های تنگ بلای تو یا علی

گفتم بلا  بیاد کرببلا کرده این دلم

دل شد حزین زکرببلای تو یاعلی

بغضاً ابیک میرسد ازسوی کربلا

رأس حسین گشته جدای تو یاعلی

برما زراه لطف تو احسان نموده ای

سائل کجا وصحن وسرای تو یاعلی

 

———–(شعر)—-

آمدم بردرگهت باچشم گریان یاعلی

توکریم عالمی من برتو مهمان یاعلی

گرچه سرتاپا گناهم زائرقبرتوام

روی لطف ومرحمت ازمن مگردان یاعلی

بوده عمری آرزوی من که درشهرنجف

آیم وبوسم ضریحت ازدل و جان یاعلی

هرکه رادردیست من بیمارم ازدرد گناه

نیست بردردم به جزلطف تو درمان یاعلی

آمدم چون کعبه قبرت رابگیرم دربغل

با تو بندم باردیگر عهد وپیمان یاعلی

آمدم تاازتو پرسم ازچه بعد ازقرنها

مانده قبرهمسرت ازدیده پنهان یاعلی

آمدم تا با توگویم سائلم درمانده ام

بازکن برمن زرحمت باب احسان یاعلی

آمدم تا با توگویم مرغ جانم رابگیر

ازکرم دورضریح خود بگردان یاعلی

آمدم تا با توگویم آخرای چشم خدا

یک نگه کن برمن آلوده دامان یاعلی

آمدم تابا توگویم باهمه جرم وخطا

هرکه هستم دوستت دارم به قرآن یاعلی

ای که میدادی غذای خویش رابرقاتلت

لطف کن برمن که هستم ازمحبان یاعلی

آمدم تا با توگویم یاعلی دستم بگیر

پیش ازآنکه عمرمن آید به پایان یاعلی

 

 

——–(شعر)—–

یاعلی عبد شرمسارتوام          هرکه ام زائر مزارتوام

آنچه یک عمر آرزوکردم    درحریمت به دست آوردم

جنت من دیارتوست علی

کعبه ی من مزارتوست علی

گرنهند آفتاب را به کفم

نیست مانند سایه ی نجفم

سالها دُر زدیدگان سفتم

همه ی عمر یاعلی گفتم

سنگ بودم که گوهرم کردند

زائر قبر حیدرم کردند

یاعلی یاعلی گنه کارم

روزمحشر فقط تورا دارم

توحیات من وممات منی

حج من صوم من صلاة منی

جنت من به خاک تربت تو است

اشک چشمم نثارغربت تو ست

به تجلای تو درخشیدم

با ولای توشیرنوشیدم

شیرمن کوثرولای توبود

ذکرلالایی ام ثنای توبود

تازبان رابه حرف بگشادم

پدرم دادیاعلی یادم

تاکه طفلی دوساله گردیدم

تاب برخواستن به خود دیدم

شاد بابا زنوش خندم کرد

یاعلی گفت تا بلندم کرد

 

 

—————————–

سحر بود وعلی بود وخدا بود

چنان درسجده ازعالم رها بود

چه گویم درنخستین سجده چون شد

گل روی ولایت غرق خون شد

نخستین سجده بود وواپسین بود

نماز عشق را پایان چنین بود

 

—————(واحد)—–

عزا عزای – غریب دنیا علیه

عزا عزای – هستی زهرا علیه 2

{امون ای دل  وای (4)}3

……………..

شیرخیبربا قلبی که خونه

خسته ازمردم این زمونه

این سحرسوی زهرا روونه

علی پرزد رفت به سوی آسمونا

دیگه راحت شد ازاین مردم دنیا

میره تا باز ببینه روی زهرا

امون …………..

مرد شبگرد کوفه فداشد

عرش وفرش وزمین درعزاشد

ذات حق جذب ذات خدا شد

قسم وسوگند به اون که ساخت علی رو

علی رفت وهیچکسی نشناخت علی رو

غم زهراازنفس انداخت علی رو

امون ……………………..

 

 

ازصدای مناجات حیدر

چاه ونخلستون کوفه یکسر

دیگه خاموش شد ازصوت دلبر

دیگه درد دل با چاه نداره

ازفراقش چاه کوفه بیقراره

ازچشای چاه کوفه خون میباره

امون ای …………………….

ذوالفقار علی        گرفته

رنگ غم کل عالم وگرفته

زینب از غصه ماتم گرفته

چقدرغم رودل زینب میشینه

توکوفه رونیزه نشینه

داداش        بشکسته جبینه

امون………………………..

 

—————-(ستاره بخت)—- زينب ميخونه تو شوروشين (بابام كجاست)2

باگريه ميگه داداش حسين (بابام كجاست)2

سجاده ي خونين بابا محمل اشك زينبه

ميگه باباجون بدون توهرروزمن مثل شبه

آه                  كجايي بابا

شبيه ابرا               شباميبارم

آه                 درشب وروزم

جز كه ميسوزم         كاري ندارم

زينب ميخونه …………………………

گريه زينب بند نمياد تا بسترت روميبينه

ابرچشاي بيقرارش لحظه اي آروم نشينه

آه               روضه خونه برا

جاي خالي تو          دل دختر تو

آه              كاشكي من نبودم

به چشام ببينم           خون بسترتو

زينب …………………………………

حسن با گريه ميگه خواهر توسينه بذر غم نپاش

ديگه صداي پاش نمياد  منتظر بابا نباش

آه                    نخلهاي كوفه

ديگه مثل قبل             خرما نيارن

آه                     چاهاي كوفه

بي اشك مولا               آبي ندارن

زينب ………………………………

 

—————(مولاي يا مولا)—– مولا ترين مولا             تنها ترين تنها

بارسفر بسته             ديگر سوي زهرا

زينب پريشان است دلخون وگريان است

باورندارد كه                گرديده بي بابا

مولاي يامولا…………………..

دور وبربستر         طفلان همه مضطر

چادر كشيده اند           برصورت حيدر

خاك عزا برسر            باخون دربستر

زنده شده ياد               جان دادن مادر

مولا ………………………….

زينب نما زاري           ديگر عزاداري

اشك يتيمي كن           ازديده ات جاري

ديده نما دريا                  هم درغم بابا

هم ياد روزي كه        دركوچه بازاري

 

 

 

—————–(آقام آقام)—–    {باباحيدر بابا بابا بابا حيدر}3

سرخاكت نشسته ام باباجون

دخيل گريه بسته ام باباجون

اگه چشمات وواكني ميبيني

توفراقت شكسته ام باباجون

………………..

بي توچاه هاي كوفه آب ندارن

بي تو نخلات خرما ديگه ندارن

پاتو هرجا گذاشته اي باباجون

يتيمات صورت روخاكش ميذارن

……………….

باورم نيست لباس سياهه تنم

كاش همين پيرهن بشه كفنم

بگو دست من وداداش نگيره

وقتي ازداغت تو صورت ميزنم

 

 

—————–(ردخون)—– شب درده شب سرده شب غصه ي يه مرده

بگو با يتيم كوفه كه بابات برنميگرده

هنوچشم براه چشماش مرگشو باور نداره

شبا توخوابش ميبينه كه روي دوشش سواره

ميبينه يا دست تودستش ياروي زانوش ميشينه

با چشاش ميگه به مردم ببينيد بابامن اينه

            ياعلي علي مظلوم 2

شب تاريكي صحرا كنار مزار مولا

بچه هاش عزاگرفتن ياد مادر ياد بابا

يكي خرما يكي قرآن يكي هم گلاب مياره

زينبم روخاك قبرش چند تا شاخه ياس ميذاره

بابا منزلت مبارك تو به آرزوت رسيدي

بگو چي شد موقعي كه صورت مادر وديدي

ياعلي …………………………………….

كنار مزار بابا همه خوندن روضه ي ياس

يه گوشه داره ميلرزه شونه حضرت عباس

يعني تعبير ميشه يك روزتو بيداري رؤياي من

يعني ميشه پابزاره فاطمه روچشاي من

يعني ميشه حتي بين نفساي آخر من

بانوي قامت خميده بگه عباس پسرمن

ياعلي ……………………………..

 

 

———–(شعر-  شام غريبان )—- خدايا شيعه امشب بي پدرشد

دوباره نخل ها بي برگ وبر شد

قد افلاك از غم خم شد اي واي

سياهي روزي شام وسحر شد

ازاين پس بازهم در نيمه شبها

يتيمي دست بردامان در شد

علي رفت ازنگاه بي وفا شهر

به سوگش آسمان خاكش به سرشد

تماشا كرد جاي بسترش را

بميرم دخترش آشفته ترشد

پس ازاو هركه از او رزق ميخورد

به آل فاطمه بيگانه تر شد

شنيدم هاتفي در عرش ميگفت

علي هم كشته ديوار ودر شد

 

—————(شعر – شام غريبان)—- امشب صداي ناله مولا نيامد

تنهاي شهرخويش درصحرا نيامد

امشب تمام نخل هاي كوفه مردند

آب ازسرشك ديده ي مولا نخوردند

امشب به هرويران سرا با اشك خونين

طفل يتيمي سفره اي راكرده رنگين

اي با خبر ازدرد خاموشان كجايي

اي مشعل بزم فراموشان كجايي

امشب به چاه كوفه دادت را نگفتي

حتي اذان بامدادت را نگفتي

فزت ورب الكعبه ات درگوش مانده

امشب چراغ خانه ات خاموش مانده

طفلي كه ديشب تا سحرگاهان نخفته

ويرانه رابااشك خونين ترك گفته

ازهركسي جوياي احوال توميگشت

دركوچه هاي كوفه دنبال تو ميگشت

دردا كه از فرق تو خون برخاك دادند

پيشاني ات را تا به ابرو چاك دادند

باآن همه كه عمري ازتو خير ديدند

سرو قدت را ازستم درخون كشيدند

درسجده حقت راادا كردند افسوس

فرق منيرت رادوتا كردند افسوس

روزي كه باهم درسقيفه عهد بستند

فرق تو وپهلوي زهرا را شكستند

 

————-(اي نگار بي قرينه)—– دل من زدنيا سيره توي دام غم اسيره

دردم بگم براكي كه بابام داره ميميره

الهي خاك يتيمي به سر هيچكي نشينه

الهي هيچكي تو دنيا غم غربت ونبينه

نبينه هيچ دختري به ديده

سرباباشو چنين دريده

پاك كنه ازگونه هاي بابا

خوني كه ازفرق او چكيده

بابا مرو غريبم

شب آخره بابامه تاسحر پيشش مي مونم

تا كه آروم شه برايش يه كمي قرآن ميخونم

زود زود بايد به روي زخم اون مرهم بذارم

خيلي سخته وقتي ميخوام زخم سررو هم بيارم

ميذارم به روي پاش سرمو

ميخورم من بغض حنجر تو

ميبينم كه زير لب ميبره

نام پاك زهرا مادرمو

بابا مرو غريبم

يتيما با كاسه ي شير اومدن برا عيادت

نميدونن حال بابا هي ميره رو به وخامت

بابا با تموم زحمت يه اشاره با نيگا كرد

داداشم فهميد ودررو به روي يتيما واكرد

بابا ميگه خواهشم همينه

يتيما اگه علي غمينه

برا اينه كه شما اسيرو

پذيرا ميشيد با سنگ كينه

بابا مرو غريبم

 

————–(مولاي يا مولاي)—– مولاي من حيدر            افتاده دربستر

باگريه مي بندد          زخم سرش دختر

باديدن آن سر          زينب شده مضطر

گه سينه ميكوبد          گاهي زند بر سر

مولاي يا مولاي 4

امشب شب احيا         زينب پراز غوغا

قرآن گرفته بر                زخم سر بابا

ذكرلب دختر                  بابا مرو بابا

ذكر لب حيدر              ديگر بيا زهرا

………………..

ايتام ويرانه                  پشت در خانه

امشب زبان گيرند          ازدل غريبانه

اي مهربان اي مرد      باباي من برگرد

دستي بكش برسر          مويم بزن شانه

…………………

اشك امير الناس       باريده چون الماس

گويا علي ديده         خواب وصال ياس

راحت شده زهرا      فرموده چون مولا

دست حسين من       در دست تو عباس

 

 

————-(ستاره بخت)—–   دلم به داغ وغم اسيره (خدا خدا)2

بابام ديگه داره ميميره (خدا خدا)2

نفسهاي آخر باباس افتاده تو نفس نفس

الهي كه نااميد نشم بابا برامه همه كس

واي مثل يك كبوتر

ميزنه بال وپر

نداره ديگه نا

واي توي پيچ وتابه

ديگه نميخوابه

اي خدا اي خدا

دلم ……………………………..

كاسه به دستن به پشت در يتيماي شهركوفه

گل غم غربت زده است توي دلاشون شكوفه

هر يتيمي اومده

زير گريه زده

ميگه پس كو بابام

آه بگو پاشه بابام

تا بياره برام

يه باره ديگه شام

دلم ………………………………..

بعد گل ياس لحظه ها رو براي مرگ ميشماره ابر چشاش بعد مادرم هميشه داره ميباره

آه ياد ديوار ودر

ياد اون رهگذر

كرده خون به جگر

واي ياد اون زموني

كه شده جاري خون

ازسينه ي مادر

دلم ……………………………….

 

 

————-(آقام آقام )—– {مرو بابا  مرو مرو بابا حيدر }4

هنوز ازتيغ دشمنت تو تبي

اما فكر يتيماي عربي

ميگه چشمات به من هنوز تو پي

بردن كوله ي نون ورطبي

………………….

نبينم بابا چشماي ترتو

دعا كن امشب بابا دختر تو

قرآن سر شكسته تا به سحر

ميگيرم قرآن به روي سرتو

…………………..

اگه چه مرهمت رو دير ميارن

هنودارن برا تو شير ميارن

همونايي كه فردا هم برا ما

كرببلا سنگ وشمشير ميارن

……………….

 

————–(ردخون)—– بچه ها خورشيد عمر باباتون بر لب بومه

انقدر طبيب نياريد كارمن ديگه تمومه

بگيد اينقَدَر يتيما كاسه كاسه شير نيارن

ديگه مرهمي براي اين باباي پير نيارن

ميخوام آخرين شبم رو تا سحر قرآن بخونم

بعد زهرا نميخواستم لحظه اي زنده بمونم

واي امون ازدل زينب

شب آخره ميدونم ديگه فردا رفتني ام

بعد عمري چشم به راهي پيش زهرا رفتني ام

شبي آخري كنار بسترم زينب نشسته

ميذاره باچشم گريون مرهم سر شكسته

ازچشاش دارم ميخونم كه چقدر دلشوره داره

فكر فرداي حسينش اونو آروم نميذاره

واي امون ازدل زينب

يتيماي پشت در رو بياريد امشب كنارم

نميخوام حرف نگفته وقت رفتنم بذارم

آي يتيما خوب ببينيد صورت سه نورعينم

اينه زينب اينه عباس ببيند اينه حسينم

اگه روي نيزه ديديد يه روزي خورشيد وماه و

يادتون باشه ببنديد سوي ناموسش نگاهو

واي امون ازدل ………………………

 

—————-(شعر)—- پيچيده كنار بستر شميم گلاي زهرا

همه بيرون برن امشب غير بچه هاي زهرا

ديد يه گوشه با دل خون يكي ايستاده پراحساس

داره ازغصه ميميره دست رو دست ميزنه عباس

عباسش رو صدا زد گفت بيا وبشين كنارم

قربون قد رشيدت باتو من حرفايي دارم

مرهم انگار كه گذاشتش روي زخماي ابالفضل

تاگذاشت دست حسين و توي دستاي ابالفضل

با چشاي پرزالماس گفت به عباس نور عينم

بعد ازاين اي پسر من جون تو جون حسينم

بعدازاين باشه به يادت كربلا يار حسيني

ساقي تشنه لبايي تو علمدار حسيني

داغ سنگيني نشسته پسرم به سينه من

روزاي سختي گذشته روزاي مدينه ي من

واسه ي مردي مثل من سخته دستاشو ببندن

ناموسش رو پيش چشماش بزنن بهش بخندن

داداش شش ماهتو در وسط شعله ها كشتن

با گلاب سينه ي گل زخمِ‌ رو ديوار وشستن

 

 

————(اي نگاربي قرينه)—- توي غمسراي كوفه  امشب وعلي مظلوم

افطاري اومد خونه ي دختر خود ام كلثوم

دختري كه ميگه بابام چنديه كه حال نداره

كنار نون ونمك اون يه كمي هم شير ميذاره

اما اون كه خيلي مهربونه

               برا دختر اينجوري ميخونه

شير وبردار ازتو سفره ي من

نمك ونون وبذار بمونه

مولا علي ه  مظلوم

ازسرشب تا سحر اون زير لب اشهد ميخونه

انگاري ديگه نميخواد ساعتي زنده بمونه

اون داره ميره به مسجد كائنات دارن ميميرن

مرغا بيا اومدن تا جلوي راشو بگيرن

شده ذكر آسمونا مرو

التماس كنن كه مولا مرو

كلون دردامنش روگرفت

بيا آقا  جون زهرا مرو

مولا …………………………….

 

 

تونماز وايساده آقام اما خيلي بيقراره

مثل اينكه خيلي ميل ديدن زهرا روداره

تودلش ميگه كجايي ديگه وقتشه ستمگر

خيلي وقته چشم به راه شمشير تو بوده حيدر

ميگه شمشير وبزن به سرم

كه تهي بشه خون جگرم

به خدا كه من هنوز عزادار

توغم بانوي پشت درم

مولا علي …………………….

 

 

————-(كعبه الرضايا)—– مرد ناله وآه             مرد غربت وچاه

امشب وگرفته           ذكر اناللله

واي علي مظلوم 4

چه شب عجيبي          چه شب غريبي

پيچيده توخونه          عطر بوي سيبي

واي ………………………..

اين ابوترابه             كه چشاش پرآبه

كه به هجر زهرا      لحظه اي نخوابه

………………..

ميگه بادل زار            شده وقت ديدار

سرشو ميذاره           روي دوش ديوار

منتظر ميشينه              زهراشو ببينه

دوست نداره كلثوم        اشكاش وببينه

گرچه خود ميدونه      زود شده روونه

تا كه خيلي قاتل             منتظر نمونه

واي …………………………….

 

 

——–(زمينه – مادر دلم وگره)—–

بابا  توحال دل من رو ميدوني

امشب چي ميشه توي خونه بموني

……………………

گفتم نرو به مسجد مرغابيات ميميرن

بدون تو تموم  اقاقيات ميميرن

گفتم نرو به مسجد هيچكي طاقت نداره

      بازم عزاي ياس و با توبه ياد بياره

……………………….

بلبل عاشقي تو توُ اوج رستگاري

بازم بگو يازهرا بگو كه سوگواري

هنوز به تن لباس عزاي ياس وداري

هنوز توخونه مات ميخ در وديواري

……………………………

يادم مياد مدينه قصه ناسپاسي

روي ديوار كوچه عكس شكسته ياسي

بغض عزاي مادر توي گلوت شكسته

قفل فراق مادر با پيشونيت شكسته

…………………………..

 

 

وقتي شميم زهرا ميون محراب افتاد

عكست كنار مادر توقاب مهتاب افتاد

قسم به رب كعبه امشب قد ستاره

لاله هاي سرتو روسجاده ميباره

پاشو بريم به خونه خون تورو كي ريخته

فانوس چشم زينب به پاي درآويخته

 

————-(ستاره بخت)—–

امشب ومسجد بابا نرو (بابانرو)2

بيا به جون زهرا مرو(بابا نرو)2

يواش يواش مرد نيمه شب قدم داره برميداره

برايتيم آخرين شبه كه نون وخرما مياره

آه  خسته ازدنياش

ابريه چشماش

ميريزه اشكاش

اون لحظه ميشماره

خيلي بيقراره

براي زهراش

امشب و………………………..

چه شبهايي كه برا يتيم لقمه با دستش ميگيره

به هركي نون داد ازش شنيد الهي حيدر بميره

واي   غم غربت دل

آه حسرت دل

شده قسمت دل

آه  به جاي خوبياش

جواب ناسزاش

اينه حيرت دل

امشب و…………………………….

وقت نماز صبح رسيده آقامون اشهد ميخونه

به شوق ديدار فاطمه به سوي مقتل روونه

آه  خورشيد خسته

                دل به اين بسته                              كه بايك ضربت

بر سرسجاده

بريزن خونش

تابشه راحت

امشب و…………………………..

 

—————(مولاي يامولا)—–

آهسته آهسته             مولاي دلخسته

وقت سحررفته             بربام گلدسته

در دل فغان دارد       اشك روان دارد

بار سفر گويا          ازاين جهان بسته

مولاي يا مولاي 4

درصبح دلگيري         فرق سرشيري

امشب دوتا گشته     باضرب شمشيري

سجاده غرق خون      باحالتي محزون

گويد امامم را            ازكينه ميگيري

مولاي ……………………….

رنگش پريده بود       فرقش دريده بود

اشك غريبي اش        بررخ چكيده بود

مولاترين مولا             تنها ترين تنها

چشم انتظار يك         قامت خميده بود

مولاي ……………………..

 

 

—————(ردخون)—– چه شبايي آروم آروم توي كوچه هاي كوفه

كوفه بارنون وخرما برده ام  كوچه به كوچه

چه شبايي خم شدم تا يتيمي پشتم بشينه

به يتيم گفتم به دوستات بگو باباي من اينه

چه روزايي روي دوشم مشك پيرزن كشيدم

چه شبايي دادم افطاراما ناسزا شنيدم

خسته ام خسته وتنها   چشم براهم بيا زهرا

…………………..

چشم به راه سحر امشب نگاهم به آسمونه

دلي كه توسينه دارم غزل رفتن ميخونه

آخرين بارمي شينم كنار سفره ي افطار

دخترم به خاطر من شيرواز توسفره بردار

براي باباي پيرت بسه نون ونمك امشب

چون ميخوام نمك بپاشم روي زخم فدك امشب

خسته ام ………………………………

هنوزازخاطره هاي مدينه دلم كبابه

هنوروي دستاي من جاي ردّ يه طنابه

هنوزم توي فراقه فاطمه خونه نشينم

روزي صد دفعه ميميرم تا مغيره رو ميبينم

خسته ام ……………………………

 

————(شعر)—- ياعلي اذن دخول باب عشق                       ياعلي ذكر د ل محراب عشق ياعلي زيباترين نام خدا بهترين أئينه ي ايزد نما

ياعلي تنها امير ملك جان

بعد اللهي خداي آسمان

جمله اسمائ حُسني نام توست

كوثر حق قطره اي از جام توست

خاك پايت سرفرازي ميكند

عشق در كوي تو بازي ميكند

بي تو عشق و عاشق ومعشوق نيست

بي تو رزق ورازق ومرزوق نيست

بي تو درس مصطفي مكتب نبود

بي تو نامي از خدا برلب نبود

بي تو هرگز هيچ پيغمبر نبود

عشق هم ميميرد اگر حيدر نبود

باغ جنت چشمه اي ازچشم توست

ناردوزخ گوشه اي از خشم توست

چون به عشق تو خدا سازد بهشت

نام زيباي تورا بردر نوشت

ياعلي بعداز خداوند جليل

غيراحمد عالمي برتو دخيل

جمله ي ذرات با صوت جلي

دم بدم گويند ذكر ياعلي

 

 

 

————–(شور- تودلبرخدايي)—- دونه دونه اشك زينب  مي چكه براي بابا

لباس سياه پوشيده         براي عزاي بابا

ازدر وديوار كوفه    صداي گريه رسيده

آخه كوفه مثل حيدر هيچكي رو غريب نديده

حيدر شفا گرفته            كوفه عزاگرفته

باناله ي يا حيدر        امشب صدا گرفته

غريب علي 5 مظلو م

كوفه ديد كه نيمه ي شب روي دست دوتاآ قا

باتموم غربتش شد       تشييع جنازه مولا

لا اله الله رو          دوباره ميگفتن آروم

كوفه شد مدينه وباز دفن مخفي يه مظلوم

رخت سيا به تن بود خونين دل حسن بود

گريه كُنِ سرقبر        ارباب بي كفن بود

غريب علي ……………………….

بياييد براي ختم         مرد مهربون كوفه

همگي بريم بشينيم    توي نخلستون كوفه

اگه چه توختما مردم  سورهْ الرحمن ميخونن

اهل اشك ذكرعلي رو  اين شبا قرآن ميدونن

ايمان ما عليه                 ميزان ماعليه

ازمرتضي بخونيد             قرآن ماعليه

غريب علي ……………………….

 

 

————–(واحد- سالارزينب)—-

درغم ميسوزم  شد سيه روزم

ديده ميدوزم براين در هرشب

تاكه بيايد ازمهرباني

يك شب ديگر باباي زينب

يا علي مولا 4

كوفه دگر مولا ندارد             يتيم اوبابا ندارد

دستي دراين دنيا صفاي                  نوازش اورا ندارد

ياعلي ……………………..

ياد آن شبها كه جاي بابا

مي آمد مولا دركنارم

حالا اورفته من هم سرم را

                                برديوار غم ميگذارم

ياعلي مولا ………………..

چون فاطمه درتاب ودر تب

                         تشييع جنازه گشته درشب

اورفته ويك داغ ديگر

مانده به روي قلب زينب

يا علي مولا ……………..

اشك غم بارم من سوگوارم

با كه گويم كه بابا ندارم

رخت سياه عزاي او را

                             ازتنم هرگز درنمي آرم

ياعلي مولا …………………

 

 

——————(شعر)— بيا به كوفه ي ماتم زده سري بزنيم

گشوده بال به عشق علي پري بزنيم

سه شب شده كه بود خانه ي علي تاريك

بيا به خانه ي مولايمان سري بزنيم

كسي به زينب او تسليت نميگويد

به خانه اش پي تسكين اودري بزنيم

بود چوباز درخانه ي علي شب قدر

كجا سزد درِ درگاه ديگري بزنيم

 

——————(نوحه – زمينه)—- الهي ا لهي 2

رمق ندارد حيدر        دگر ميان بستر

خورشيد عمرش روي بام است

كار علي دگر تمام است

……………

ببينيد ببينيد 2

به اشك و‌‌‌‌آه وناله       به ياد هجده ساله

اين دم آخر گفته مولا

                  اشهد مرگ خود يازهرا

…………

بگوييد بگوييد 2

يتيم كوفه آيد              درد دلش بنمايد

وقت وداع با پدرشد

زينب كبري خونْ جگر شد

………………..

ببينيد ببيند 2

امير عشق واحساس   صدانموده عباس

گفته به او كه نورعينم

                     جان تو و جان حسينم

 

———(واحد- زمينه- سالارزينب)—–

دربين بستر, افتاده حيدر,

             باحال مضطر. يارب اي يارب

حالش پريشان  دائماًگريان

ميگويد امان ازدل زينب

ياعلي مولا 4

طفل ويرانه بردرخانه

بنشسته با يك كاسه ي شير

باحسن گويد آقا ظرفم

را بهر شفاي بابابگير

ياعلي ………………………………..

بگوكسي نياورد شير  براي مرد دين وشمشير

كه بسته باررفتنش را    علي ازاين ديار دلگير

ياعلي ……………………………….

مي آيد گاهي به هوش وگاهي

                 ازشدت زهر ميرود ازهوش گاهي زيرلب زمزمه دارد

گاهي باگريه ميشود خاموش

ياعلي مولا ………………………

امان زكوفه شهر نيرنگ  باآل طاها مي كند جنگ

بهر پذيرايي مهمان دست يتيمان ميدهد سنگ

يا علي مولا……………………………

ميبيند انگار حيدر كرار

زينبش را دركوچه بازار

ميبيند انگار اهل بيتش ر ا

                  باسنگ دراينجا ميدهند آزار

ياعلي ………………………………………

 

 

———–(شور- تودلبرخدايي)—–

باچشاي خيس يه دخترديده برباباش ميدوزه     اون طرف ميون بستربابا توي تب ميسوزه

طبيبا ميگن كه ديگه كاري ازما برنمي آد

آماده بشيد برادفن حاجت علي رو حق داد

محزون ودل شكسته         زينب ببين نشسته

زخم سر پدررو                بااشك ديده بسته

حيدر باباي خوبم

بند  نمياد  اشك  زينب  كه  بابا  نداره  مرهم

تازه زد نمك به زخمش   خنده هاي ابن ملجم

ميگه خوش نكن دلت رو كه نميمونه باباتون

زهري كه روشمشيرم بود ميشه باعث عزاتون

دل را پرازمحن كن      رخت عزا به تن كن

فردا پدرنداري                 آماده يك كفن كن

حيدر باباي …………………….

يتيما باكاسه ي شير اومدن برا عيادت

   نميدونن حال حيدر هي ميره روبه وخامت

آقا باتموم زحمت يه اشاره با چشا كرد

حسنم فهميد و دررو به روي يتيما واكرد

گفته علي يتيما                 فردا اگه كه اينجا

طفل بي بابا اومد           پيشواز نريد باسنگا

حيدر بابا …………………………..

 

————(واحد –شعر- شور)—–

تيرمحبت تورا منم نشانه ياعلي

گرفته بر زيارتت دلم بهانه ياعلي

بارولايت تورا به دوش دل گذاشتم

كوه معاصيم فتاد ازسرشانه ياعلي

اي زدوديده ام روان خون سرشكسته ات

اي زدلم گل غمت زد جوانه ياعلي

توكزعطوفت دلت شيردهي به قاتلت

دست تهي كجا مرا كني روانه ياعلي

توقهرمان خيبري چراكنار بستري

هما چگونه سركند درآشيانه ياعلي

اي پدر يتيم ها دوچشم خود زهم گشا

طفل يتيمت آمده بردرخانه ياعلي

داغ توكرده آتشم هرنفسي كه ميكشم

شعله ي آهت ازدلم كشد زبانه ياعلي

فداي ديده ي ترت چه شد كه مثل همسرت

شد بدن مطهرت دفن شبانه ياعلي

قسم به خون پاك تو به قلب چاك چاك تو

كه كشته بارها تورا تيغ زمانه ياعلي

مرگ توبود آن زمان كه بين خانه دشمنان

زدند همسرتورا به تازيانه ياعلي

 

 

عمر تويافت خاتمه درشب دفن فاطمه

برجگرت زداغ او مانده نشانه ياعلي

طوطي طبع ميثمت يادكند چوازغمت

ناله دمد زسينه اش جاي ترانه ياعلي

 

 

—————————–(شعر)—-

نميگويم دوتا فرقش به محراب عبادت شد

علي ازاستخوان مانده درحلقوم راحت شد

شب وصل است واورا خوشترين ساعات واوقاتست

طبيب عالمي مجروح وممنوع الملاقاتست

علي ساعت به ساعت ميرود تا مرز بيهوشي

چراغ عشق وايمان ميگذارد روبه خاموشي

صداي واعليا تابه گردون ميرود امشب

زچشم زينب وفرق علي خون ميرود امشب

دگر برديده ي محراب منبر پاي مولا نيست

دگر در سفره ي ايتام كوفه نان وخرما نيست

زفرقش خون دلهايي كه مولا خورده بود آمد

زماني راكه عمري انتظارش برده بود آمد

توكافر, زاده ي ملجم جهان زيرو زبركردي

كه بعداز مصطفي باتيغ خود شق القمر كردي

تواي دنيا به زيرگِل علي را باچه دل بردي ؟

تني را , نِي كه دنياي فضيلت رابه گل بردي

غم امشب ازدروديوارهاي كوفه ميبارد

زمين را خاك برسرشد زمان گم كرده اي دارد

زبس درد دلش راچاههاي كوفه بشنيدند

به آهش اشك باريدند تاآنجا كه خشكيدند

كمر ازبهر جور اومبند اي آسمان ديگر

مبند آن آسمان را دستها در ريسمان ديگر

علي دست خدا امشب به جنت مينهد پارا

پيمبر آورد با خود به استقبال زهرا را

ملاقات علي وفاطمه باشد تماشايي

زمظلومي كند مظلومه اي ديگر پذيرايي

 

*—————-(شعر)—-

نميدانم چراامشب همه افلاك ميگريد

چه رخ داده به جنت سيد لولاك ميگريد

مگر قرأن ناطق گشته خاموش ازجفاي كين

كه زهرا اين چنين باحالت غمناك ميگريد

الهي اولين مظلوم عالم گشت قرباني

كه عالم هم زبهرش بادلي صد چاك ميگريد

به محراب عبادت روي خاك افتاده مظلومي

رسد فُزت ورب الكعبه اش بي باك ميگريد

حسن امشب گرفته رأس بابا را در آغوشش

كند خون سراز چشمان بابا پاك ميگريد

حسين ديگر زمظلومي آن باباي مظلومش

بريزد تاسحر برفرق خود خاشاك ميگريد

الهي گرببيند چشم زينب فرق بابا را

كند ازغصه وازغم گريبان چاك ميگريد

علي ميگريد اما ني زبهر فرق بشكسته

برآن سيلي كه زد دركوچه آن سفاك ميگريد

علي گويد شدم راحت الهي ازره احسان

نشسته ازغم زهرا به روي خاك ميگريد

 

————(واحد – سالارزينب)—-

رود آهسته،سوي گلدسته ،خسته ي خسته ،مردشبها

ميداند امشب ،ميشودراحت، بعد يك عمري ،اوازدنيا

ياعلي مولا 4

عالم وآدم حتي خداهم  گويد ياعلي مسجد مرو

مرغابيان هم گويند كه مارا قربان كن ولي مسجد مرو

ياعلي ………………………………..

غم زدشكوفه مسجد كوفه مثل آن كوچه شد كربلا

محراب ومنبر باديوارودر همچنان حيدر گفت يازهرا

ياعلي مولا ……………………….

رنگش پريده فرقش دريده بر رُخ چكيده اشكش ازديده

همه گريان او باشند اما او خود گريانه يك قد خميده

يا علي ……………………………..

به سوي توپركشم شبانه  كنم كنارتوآشيانه

شده دلم را غمت نشانه  زياد سيلي وتازيانه

ياعلي مولا ……………………..

دوباره سوسو كن اي ستاره به آسمانم بيادوباره

به حال يارت نما نظاره زكارحيدر برفته چاره

ياعلي ………………………..

به خون نشستم ميان محراب زغم شكستم به موج گرداب

پس از تو رفته زديده ام خواب دوچشم تارم اسير خوناب

ياعلي ………………………….

امام معصوم ولي غريبم زماتم تو رودشكيبم

دلي پرازخون شده نصيبم مگر كه گردد اجل طبيبم

ياعلي …………………………..

به قلب زينب غمي نشسته كه فرق بابا چنين شكسته

غريب كوفه زغصه رسته كه خون دل ره به ناله بسته

ياعلي …………………………

 

————–(واحد)—-

صداي اذان پدرم سحر رسيده برگوش

شنوصداي ناشناس نان وخرما برگوش

حيدرابوتراب

اشك پدرم راديدن مغيره ها درأورد

تيغ عدو أمد واورا ازعزا درأورد

يا مرتضي علي

—————–(شور)—-

دل مجنونم , دل پرخونم , أره ميخونم (علي غريبه )3 بخدا

واي , علي اون ناشناس شبهاست

واي , علي شاه غريب وتنهاست

…………………….

توي تاب وتب , ميخونه هرشب , دخترش زينب (علي…

واي , علي سعي صفاي عشقه

واي, علي يك ربناي عشقه

…………………….

كوفه ونخلاش , يتيم تنهاش , ميگه ازمولاش (علي…

واي ,علي حج وعلي زكاته

واي , علي صوم وعلي صلاته

………………………

أسمون ميگه كهكشون ميگه هرزبون ميگه (علي…

واي , علي عابد علي معبود

واي , علي ساجد علي مسجود

……………………

روضه ي يزدان نوحه ي قرأن ميخونن هرأن (علي…

واي يا اسدالله الغالب             واي علي ابن ابيطالب

 

——————(شور)—-

آقام علي4

پيچيده توي كوچه ها صداي نعلين علي

عالم ديگه نميبينه هيچ كسي رو عين علي

رفته بالاي ماءذنه چشاش به سمت آسمون

وقتي صداش بلند ميشه انگار خدا ميگه اذون

تن صداي اون ميگه پاشيد علي داره ميره

نذرشما ادا شده   روح عدالت ميميره

مياد ميون مسجد و قاتل وبيدارميكنه

حرف دل شكست شو اينجوري اظهار ميكنه

پاشوديگه كه وقتشه دنيا منورها كنه

پاشو كه شمشيرت ميخواد حاجتمو رواكنه

پاشو يه عمره دل من منتظراين سحره

بارام وبستم وميخوام برم كه وقت سفره

پاشو با شمشيرت بريز آبي به روي آتيشم

پاشو يه جور ضربه بزن كه من ديگه بلند نشم

پاشو يه جور ضربه بزن كه فرق من دوتا بشه

ميخوام كه امشب سرمن چون سينه ي زهرا بشه

 

*-(شعر درهتك حرمت به حرم)

اي سرور سينه ما يا علي

مهرتو آئينه ي ما ياعلي

اي كه هستي ازره لطف وكرم

جان وهم جانانه ي ما ياعلي

تشنه ي جام ولايت گشته ام

پركن اين پيمانه ي ما ياعلي

دركنار مرقدت ام الفساد

آتش افكنده به دلها يا علي

غرق خاك وخون چرا ازظلم وكين

گشته آن ايوان زيبا يا علي

جاي دارد تاكه خون جاري شود

جاي اشك ازديده ي ما يا علي

صوت تَهَدَّمَت اركان الهدي

مي رسدازعرش اعلي يا علي

بارديگر ميرسد اززينبين

ناله هاي واعليا يا علي

هتك حرمت برحريمت كرده اند

خون شد ازغم قلب زهرا ياعلي

كاش زهرا بود تا ثابت شود

نيستي تنهاي تنها ياعلي

هستي اش درراه تو ميداد باز

تانبيند غربتت را يا علي

تابه كي شيعه غريب وبي كس است

كي مي آيد مهدي ما يا علي

ما يتيميم اي شها كي مي كشي

دست احسان برسر ما ياعلي

 

———-(ياران چه غريبانه)—–

نشسته درغم حيدر ، به خانه دختر زهرا

زماتم ميزند برسر ، گل نيلوفر زهرا

{علي جانم 4}

چگونه داغ بابا را زجان خود برون سازد

چگونه آورد طاقت زغصه دخترزهرا

بسوزد همچو شمعي او كناربستر خالي

طوافش ميكند هرشب به ياد بستر زهرا

چگونه خون مولا را نمايد پاك ازاين بستر

به ياد خون مسمارو تن خونين ترزهرا

دوباره تازه شد داغي كه باچشمان خودديده

كناربستر خالي نشسته همسر زهرا

به ياد آن همه شبها كه خوانده زينب كبري

نمازش را به يك چادر كه بوده برسرزهرا

نموده ناله اي زهرا به پشت دربيا مهدي

بيا اي منتقم ديگر به آه آخر زهرا

 

——–(خدامادرم را)—-

خدايا علي را كجا ميبرند؟

غريبانه اورا چرا ميبرند؟

برون شد زخانه، چوزهرا شبانه

غريبم علي

اجابت شد آخر دعاي علي

الهي بميرم براي علي

جبينش دوتا شد ،چه حاجت رواشد

غريبم ………………………..

علي هديه بر عقل كل ميبرد

زخون سرش دسته گل ميبرد

رخش لاله گون است،كفن غرق خون است

غريبم ……………………….

زكار دوعاشق گره واشده

شب وصل مولاوزهرا شده

دوسرو خميده، شهيدو شهيده

غريبم ……………………….

 

—————(شعر)—-

خداحافظ اي نخلها چاهها

دگر نشنويد از علي آهها

خدا حافظ اي سجده گاه علي

كه چشم انتظاري به راه علي

خداحافظ اي منبروسجده گاه

كه بودي عبادتگه وقتله گاه

شده شهر كوفه به يكسر خموش

كه نايد دگر نان وخرما به دوش

خداحافظ اي بي وفا دوستان

خداحافظ اي آتش اي ريسمان

خداحافظ اي ماجراي فدك

خداحافظ اي نان خشك ونمك

خداحافظ اي كوچه ي پرزدود

خدا حافظ اي باغ ياس كبود

خداحافظ اي بي وفا قاتلم

گرفتي تو يكجا همه حاصلم

خدا حافظ اي جان بابا حسن

نما جسم من را شبانه كفن

خدا حافظ اي شاه غربت حسين

همه كوفيان ،بي مروت حسين

خداحافظ اي زينبم ،زينبم

دگر نشنوي ناله هاي شبم

خداحافظ اي ام كلثوم من

كي هي ياد مادر كني خوب من

خداحافظ اي ثاني حيدري

ابوفاضلي ساقي لشكري

كه رفتم زدنيا چو بي واهمه

دلم خوش بود ديدن فاطمه

روم من بسوي همه حاصلم

پيمبر ببينم گرفته گلم

گلم كه بود محسن بي گناه

همه حاصلم بعد تو گشته آه

 

—————(زمزمه)—-

خداحافظ اي مسجد، اي كهنه پيرهنم

اي نون خشك و نمك ، اي چاه هم سخنم

خداحافظ اي سيلي ، خداحافظ اي فدك

زنده شد خاطره ي كوچه ي تنگ وكتك

{ياعلي حيدر مدد 4}

خداحافظ اي كوفه ،خداحافظ مدينه

اي ميخ اون دري كه لطمه زدي به سينه

خداحافظ يتيما شده وقت بي كسي

براي حيدر بابا نمونده هيچ نفسي

يا علي …………………………..

خداحافظ مناجات اي نماز نيمه شب

وقت رفتن رسيده اومده جانم برلب

خداحافظ اي حسن اي نورعينم حسين

شيشه ي عمرم شكست خداحافظ زينبين

يا علي ……………………………….

 

————(شعر)—–

به نسخه نيست نيازي طبيب راببريد

براي مرگ علي دست بردعا ببريد

اگر بناست مداوا كنيد زخم مرا

برآن مريض خرابه نشين دوا ببريد

دلم براي يتيمان كوفه تنگ شده

كمك كنيد ومرا در خرابه ها ببريد

جنازه ي من مظلوم را چو مادرتان

شبانه ،مخفيانه وتنها وبي صدا ببريد

اگر بناست تسلي دهيد بردل من

براي قاتل سنگين دلم غذا ببريد

 

———–(زمزمه – توخرابه)—–

خون دلهاي همه عمر، عاقبت گشته روانه

همچو تواي فاطمه جان ،غسل ودفنم شد شبانه

گشته جاري برجبينم ، خون دلها ازسر من

شدشبيه پهلوي تو ، فرق من اي همسر من

عاقبت پيك اجل شد ،دردم آخر شفايم

ضربت سر يك بهانه ،تا به سوي تو بيايم

 

—————-(زمزمه)—–

كوفه همش منتظره ،لحظه ي ضرب كينه بود

اما بدونيد همتون قاتل من مدينه بود

كشته منو ماتم يار غصه ي من داغ نگار

كوفه ام امامدينه قلبمو كرده بيقرار

قلب ودل زينبمو كوفه اگه ميسوزونه

شعله ي اون گرفته شد ازآتيش در خونه

خونمو كه آتيش زدن شعله اومد تابه حرم

خيمه هاي كربلا هم ميسوزه ازاين همه غم

رولب ماتادم مرگ هميشه اسم حيدره

قبروقيامت علي جون نوكراتو يادت نره

 

————-(نوحه – علقمه شد..)—-

مادرم يازهرا برس به داد زينب

كه سوي تو مي آيد پدر زغربت امشب

باررفتن بسته     سرپدر بشكسته 2

واي علي مظلوم علي علي مظلوم

…………………….

كاش كه من همراهت به پشت در ميمردم

شبيه محسن آنجا چو لاله مي پژمردم

تا نگردم اكنون  زداغ باب دلخون 2

واي علي ……………………………

اگر چه زينب فرق دريده را مي بيند

به ياد آن دختر كه سربريده  بيند

گشته ام ديوانه  به ياد آن ويرانه 2

واي علي ………………………….

 

———–(شور-توخرابه )—-

كاسه ي شيري بياريد 2 جلوي لبش بگيريد

ياكه اون شفا ميگيره 2 يا همه بايد بميريد

{ياعلي علي مظلوم }4

امون ازرسم زمونه موسم جدايي اومد

آي يتيما آي يتيما وقت بي بابايي اومد

يا علي …………………………….

مروبابامرو بابا بي تو زينبت غريبه

صداي مادر ميادش مشغول امن يجيبه

يا علي ……………………….

اين كيه كه از شهادت تو دلش نداره باكي

دواي دردش يه چيزه بوي اون چادر خاكي

همه بيرون برند اما شاخه ي ياسم بمونه

زينب وحسين زهرا عشقم عباسم بمونه

ميكنم دعا هميشه بمونيد با هم سلامت

اين حسين خواهرش رو ميدمش به تو امانت

اين دوتا گلدون ياسو ميسپرم به چشماي تو

هركي خواست دشمنشون شِه حوالش به دستاي تو

اين حسين صحيح وسالم قامت زينب كشيده

مبادا اين بشه بي سر اون بشه قامت خميده

مبادا سر حسين ُ بزنن به نيزه هاشون

مبادا زينب من رو بكشند توي بيايون

يا علي ……………………………..

 

————-(توخرابه)—–

يه كسي نقش زمين شد كه صفاي آسمونه

نوركل آفرينش روشني كهكشونه

ظاهراً ميون مردم اما همراه ملائك

همنشينْ هميشه هرجا با خداي مهربونه

حالا با فرق شكسته روي يه بستر خوني

چيه توي خاطراتش اينارو خداميدونه

شايد اين لحظه به ياد بي وفاييهاي كوفست

شب نخلستون وچاه و ناله هاي غريبونه

شايدم ياد مدينه بي كسي هاي تو كوچه

ياد اون چادر نمازِ بانوي قامت كمونه

شايدم داره ميبينه ماجراي كربلارو

گلاي بنفشه گون و تن ياس وتازيونه

حالا ساعتاي آخر بچه هاشو صداكرده

وقتي گفت ميخوام برم من خونشون شد عزاخونه

بعد من اول حسن رو ميكُشن با زهر كينه

بعد حسين وجوونا رو ميكُشن دونه به دونه

زينب من تو ميموني بعد عباس وحسينم

كربلا تاكوفه وشام ميري از ظلم زمونه

 

————–(واحد -پاكستاني)—-

رسيده لاله پرپر باغم

به سرآمد غم وغصه وداغم

آمده فاطمه ام به سراغم

ستاره ي بختم شده پيدا

{يا علي مولا يا علي مولا}2

خدايا بار سفر را بستم

نوبت من شد واز غم رستم

عازم ديدن فاطمه هستم

ديده به راهم محسن بابا

يا علي مولا ………………..

شورشي دارم دردل شيدا

رسيده ديگر آخر غمها

ميكنم امشب شكرخدارا

كه نميبينم قاتل زهرا

يا علي ……………………

كمر اورا در بگرفته

عباي او دختر بگرفته

سرراهش همسر بگرفته

كه مروامشب سوي مصلي

يا علي ……………………

جان شير خدا آمده برلب

مي سرايد سرودي به تاب وتب

دامن من را ميگيرد امشب

مي رهم ازهمه زخم زبانها

يا علي مولا ………………

با سرخونين وفرق شكسته

با لب خندان وديده ي بسته

تيغ عدو به سرش بنشسته

روا شده همه حاجت مولا

يا علي …………………….

 

———-(نوحه -علقه شد غوغا)

ميان محراب غم علي زپا بنشسته

زتيغ كينه يارب سر علي بشكسته

ميكند زمزمه ، فزت ورب الكعبه 2

واي علي مظلوم علي علي مظلوم

……………

در ميان بستر امام خوبان حيدر

اميد رفتن دارد به پيش چشم دختر

حاجتش ميگيرد ،نفس نفس ميميرد

واي علي ……………………….

چهره ي زرد او شرربه جان اندازد

كنار بستر عباس زغم جه ها ميسازد

ديده اش گلگلون است

كه اشك او پرخون است

واي علي ………………………

نيست اميدي ديگر علي زجا برخيزد

اگرچه امن يجيب زآسمان ميريزد

ميرود ازدنيا ،علي غريب وتنها 2

واي علي ……………………….

 

——————(نوحه)—–

كوفه شد امشب   –   شيون و غوغا (2)

شد دوتا فرق    –   آن شه والا

مسجد كوفه دگر غرقاب خونست

صورت شير خداچون لاله گون است(2)

گشته پرپر   روح قرآن

ياعلي جان   ياعلي جان

خانه مولا   –   گشته غمخانه (2)

در برش زينب   –   همچو پروانه

گويداي بابا دعا كن من بميرم

تادگر اينگونه رويت را نبينم

رحم وكن بر   ما يتيمان

ياعلي جان ياعلي جان

چون علي اندر   –   بسترش افتاد(2)

ناگهان ياد   –   همسرش افتاد

قلب زارش ميكند يادمدينه

ياد گوش پاره ومسمار وسينه

ميدهدجان   بهر جانان

ياعلي جان ياعلي جان

 

————————–

بيا اي يار مظلوم وغريبم

كه در جنت زداغت بي شكيبم

بيا اي همسر در خون نشسته

ميان كوچه ‘ يار دست بسته

بيا روسوي اين مظلومه همسر

خوش آمد گويمت نزد پيمبر

بيا جانم فداي آن نمازت

نماز آخر وسوز وگدازت

بيا اي همسر تنهاي تنها

بيا اي ساقي غمهاي زهرا

بيا كز غربتت چشمم پرآب است

بميرم من سلامت بي جواب است

بيا تاراز دل را با تو گويم

به اشكم خون فرقت را بشويم

بيا از گريه هاي زينبم گو

زحال دختر جان برلبم گو

بگو از آن سر در خون نشسته

بگويم من زپهلوي شكسته

بگو از غربت وداغ مدينه

من آگه سازمت از زخم سينه

بگو بامن زكوفه شهر غربت

بگويم من زراز كوي محنت

نشانم ده تو فرق خون چكانت

دهم من روي محسن را نشانت

بيايم همره اين طفل معصوم

به استقبال تو اي يار مظلوم

من اينجا شاهد داغ تو بودم

نگاهي كن بر اين روي كبودم

===================

يك نظر بنما كنار بسترت

بر دوچشم خون فشان دخترت

عقده دل چون به ناله واشود

ترسم اشكم از غمت دريا شود

قلب سوزانم زچشمم باده نوش

تانمايد  آتش دل را خموش

من پرستار حزين بسترم

از غم بيمار خود خاكسترم

خون دلهايم مرا آب وضو

شد دل بشكسته ام همچو ن سبو

اين سبو از خون دل اكنده شد

ياد آن بستر دوباره زنده شد

روي اين بستر شكسته يك سري

وآن دگر پهلو شكسته مادري

اندر اينجا ساقي اندر ناله اي

واندر آنجا يار هجده ساله اي

گشته هنگام ملاقات دويار

ساقي محزون وياري داغدار

اين چوگويد از سرپرخون خود

او بگويد از رخ گلگون خود

اين كند شرح غم غربت سرا

اوزپهلويي شكسته از جفا

اين ببيند ماه نيلي شبش

او ببيند همسر جان بر لبش

اين بپرسد حال آن خونين پسر

اودهد از چشم پرخونش خبر

اهل جنت ديده ها گريان همه

ميهمان گشته علي برفاطمه

=====================

بيا تابررخ حيدر بگرديم

چو پروانه برآن بستر بگرديم

بيا تا همچو زينب كنج خانه

بميرم از غم هجران شبانه

بيا تا همره چشمان زينب

زديده اشك غم ريزيم امشب

بيا تا همچو آن پروانه عشق

بسوزيم از غم جانانه عشق

بيا تا خون دل از ديده باريم

چو باران از دل غمديده باريم

بيا تا پا به پاي مجتبايش

رويم از بهر درمان وشفايش

بيا باياد خون سر بسوزيم

به همراه دل حيدر بسوزيم

بيا تا همره طفلان خسته

كنار خانه مولا نشسته

بيا تا بادلي محزون وسوزان

بسوزيم از غم باب يتيمان

بيا راه يتيمان را گزينيم

به آه وناله پشت در نشينيم

بيا با كاسه شيرودل زار

رويم اندر پي درمان بيمار

بيا چون زينبش با ناله وآه

بسوزيم از غم اندوه جانكاه

بيا همچو ن تمام اهل عالم

بميريم از فراق ساقي غم

بيا بر گرد آن بستر بسوزيم

چو شمعي خسته تا آخر بسوزيم

=================

بيا زهرا به استقبال حيدر

كه طاقت از دل او رفته ديگر

بيا زهرا كه مهمانت رسيده

به سويت با دل خون پركشيده

بيا زهرا كه فرق او شكسته

دلش از ياد آن پهلو شكسته

بيا زهرا براين غمخانه بنگر

به شمع وشعله پروانه بنگر

بيا زهرابه ديدار حبيبت

علي آن يار تنها وغريبت

بيا زهرا به تيمار غم او

كه بي تو چاه غم شد محرم او

بيا زهرا وبنگر حال مولا

كه زير لب گرفته ذكر زهرا

==================

به سوي حق روم با فرق پرخون

دل زينب شود از غصه محزون

به محرابم زهجران مدينه

سرم از خون دل گرديده گلگون

بيا با ساقي كوثر بسوزيم

به محراب غم حيدر بسوزيم

به شهر كوفه از داغ مدينه

بيا د آن گل اطهر بسوزيم

===================

تواي كوفه دلم را خون نمودي

چه خوني بردل محزون نمودي

تواي كوفه به دلها غم نوشتي

امامت را غريبانه تو كشتي

تو اي كوفه كه شهر كينه هستي

علي را دشمن ديرينه هستي

تواي كوفه مده برمن دوارا

كه امشب ميشوم مهمان زهرا

تو اي كوفه مرا جان برلبم كن

ولي رحمي به حال زينبم كن

تواي كوفه نميخواهم شفارا

بيا  با  زينبم  بنما مدارا

تواي كوفه زغم هستي لبالب

مزن زخم زبان برجان زينب

تواي كوفه به سنگ وتازيانه

مزن برروي زينب وحشيانه

تواي كوفه بزن بر قلب من چنگ

ولي ديگر يتيمان را مزن سنگ

تواي كوفه تويي يار مدينه

به يادم آوري آن زخم سينه

مدينه ريسمان بر دست من كن

ولي رحمي به تابوت حسن كن

مدينه مجتبايم گشته دلگير

مكن جسم گلش را غرق در تير

مدينه شهر نامردان عالم

ندوزي پيكر وتابوت باهم

مدينه كوفه را همدست گشتي

چه نامردي چو كوفه پست هستي

 

—————–(شور سينه زني )——–

ساقي دل شكسته ام

بنشسته ام به خون سر

بغض سنگين اين دلم

شكسته ام به خون سر

خون دلهاي خسته ام زفرق سر روان شده

مرگم ازداغ ماتمي   زيار قدكمان شده

زهرا آيم به سوي تو ‘( آيم در جستجوي تو)2

{ ياحيدر ياعلي مدد 3} 2

باخون سر وضوكنم

به ناله گفتگو كنم

قبله شد روي فاطمه

كه زمزمه به او كنم

امشب باشد نماز من نياز من به نام تو

بابال خسته پركشم كه بشنوم سلام تو

ازداغت جان بداده ام

بر عشقت جان نهاده ام 2

ياحيدر ياعلي مدد

كي پايان ميرسد شبم

كه برلبم رسيده جان

بال بشكسته واكنم

سفر كنم به لامكان

تازهرا از براي تو زغربتم كنم بيان

تاگويي از براي من زعمق جان غم نهان

شام غم كي رسد به سر

امشب كي ميشود سحر 2

ياحيدر ياعلي مدد

گرچه فرق شكسته ام

شده خضاب زخون دل

دانم وقتي ببينمت

زروي تو شوم خجل

رنگ روي تو فاطمه زكوچه هاخبردهد

آن پهلوي شكسته ات خبر زميخ در دهد

سوي محسن كنم سفر

تابينم روي آن پسر 2

ياحيدر ياعلي مدد

——————–(الهه ناز)——-

اي ‘ اول مظلوم علي ‘ از حق محروم علي ‘ گشته مغموم علي ‘

در غمت جان ما

گشته محراب از خون تو گلگون ‘   جان دهي مولا با دل پرخون

فزت ورب الكعبه گفته اي برلب ‘    واي من درماتمت از دل زينب

سوزد چون شمع روان

{علي جانم ‘ علي جان علي جان علي }2 اي جان جانان علي

اي ‘ سيد مظلومان  ‘ اي غريب جهان ‘  باسري خون چكان

مي روي تاخدا

غم شده دلتنگ از محنت تو    ‘    غربت هم نالد از غربت تو

تو غريب غريب غريبي علي  ‘ بر دل و جان ماتو حبيبي علي

حب تو دين وايمان

……………………………………

اي ‘ صاحب ذوالفقار’ دانم از داغ يار ‘ گشته اي بي قرار

در فراق زهرا

ماتم زهرا شد قاتل تو   ‘      داغ او شعله  زد بر دل تو

ديگراي مولاغمت گشته خاتمه ‘ پرميكشي خونين به سوي فاطمه

سرشده شام هجران

 

————————(علي بيا به برم)—–

دين ومرام مني ‘ ميروامام مني

اول مظلوم علي اول مظلوم

چاره ي  كار مني ‘ داروندارمني

//   //    //    //    ///   //

دواي دردم من دورت بگردم

به پيش پايت چون غبار وگردم

بودي ونبودم غم تو كنج دلم بود

عشق تو علي سرشته با آب وگلم بود

…………………..

سيد وسرور من ‘ ساقي كوثرمن

علي علي جان مدد علي علي جان

سايه ي برسر من ‘ تويي تو دلبر من

//    //     //   //   //     //    //

الاحبيبم ‘ مولاي غريبم

زغصه ات از دل رفته شكيبم

بودي زمدينه همه دم بي كس وتنها

ماندي تو و يك نيمه جان از غم زهرا

……………………..

بي تو به سر نشود ‘ دگر سحر نشود

شام غم ما علي شام غم ما

آمده وقت سفر ‘ خون دل تو زسر

گشته روانه  آقا گشته روانه

به قلب خسته سرت به خون نشسته

روي به سوي آن پهلو شكسته

بر شام غم هجر تو واو سحر آيد

سي سال فراق توو زهرا بسر آيد

…………………

 

——————–(واحد وزمزمه )——

فاطمه كو تا ببيند     مرتضي در خون نشسته

تا بيايد بهر ياري    ياور    پهلو    شكسته

آيد آن بانوي غمناك ‘     بيند او افتاده برخاك

آيد وباچادر خود ‘      خون فرقش را كند پاك

{ياعلي جان ياعلي جان 4}2

خون دلها يي كه خورده’ مرتضي در داغ زهرا

ريزد از فرق سراو     ‘ روي خاك شهر غمها

كوفه شد همچون مدينه ‘      بي وفا وپرزكينه

تازه شد بر آل عترت       ماجراي زخم سينه

……………………………

كودكان كوفه ديگر    ‘    مهربانْ بابا ندارند

كيسه نان شبانه        ‘   نيمه ي شبها ندارند

فرق بابا گشته گلگون’ هر يتيمي زارو محزون

ميزند برسينه وسر ‘ در غم مولاي محزون

………………………….

 

—————(ميخانه شددلم )—–

آواي قد قتل             مي آيد از سما3

سردار لافتي           فرقش شده دوتا3

سوي خدا شده ‘ حاجت رواشده ‘ دردش دواشده

مظلوم علي علي 3

بيت يتيمي از         هجرش شود خموش 3

شب هانميرود        باكيسه اي به دوش  3

باباي كودكان ‘ بافرق خون چكان ‘ در كوفه شدروان

مظلوم علي علي 3

در كوفه تازه شد       داغ مدينه اش 3

شمعي شده  دلش    در كنج سينه اش 3

در بين آنهمه ‘ بگرفته زمزمه ‘ باذكر فاطمه

مظلوم علي علي 3

 

——————(اي قراردل من )—–

ريزد اين خون سرو گشته وقت سفرم

ياد ديوارو درو ( خون مسمار درم )2

من هنوز از غم تو خون جگرم يازهرا

مي چكد خون دل از فرق سرم يازهرا

ياعلي ‘ واعليا واعليا واعليا

كنج محراب دعا         ياد ميخانه كنم

چون به خاكش نگرم (ياد پروانه كنم )2

گرچه شد درحرم كوفه پراز خون بدنم

جان من بين همان كوچه برون شد زتنم

ياعلي واعليا واعليا واعليا

مسجد كوفه مرا    مسجد الاقصايي

بهر معراج علي  (ازچه خون آرايي )2

قتلگاه  تن  من  گرچه دراين كوفه بُود

قاتل  جان  علي  ياد  غم  كوچه  بُود

ياعلي واعليا واعليا واعليا

 

————————————-

دل شكسته من انس باعلي دارد

اميد از همه بگسسته تاعلي دارد

منم زشهر ولايت زكشور عشاق

شناسنامه من مهر ياعلي دارد

خدا مدال علي دوستي به ماداده است

بغير كشور شيعه كجا علي دارد

خدا يكي و علي هم يكي است در عالم

علي چنانكه خدا را خدا علي دارد

درآن محيط كه ازدست وپا نيايد كار

دل شكسته بي دست وپا علي دارد

نه در گذشته در آينده نيز هر ذي روح

نظر به مرحمت مرتضي علي دارد

بروز حشر براي شفاعت امت

علي حسين ورسول خدا علي دارد

 

————————————-

مسجد كوفه ببين عزم سفركرد علي

بادلي خون زتوهم قطع نظر كرد علي

مسجد كوفه مگر مسجد الاقصايي تو

كه زمحراب تو تاعرش سفركرد علي

رفت آن شب كه به مهماني ام كلثوم

دخترش را زغمي سخت خبركرد علي

خبراز كشتن خوددادبه تكبيروفسوس

هرزمان جانب افلاك نظر كرد علي

كس چواو روزه يكساعته هرگز نگرفت

چون كه افطار به هنگام سحركردعلي

گرچه جانش سپرتيربلابودآخر

پيش شمشيرستم فرق سپركردعلي

ريخت بردامن محراب زفرق سراو

آنچه اندوخته ازخون جگركردعلي

گرچه درهرنفسي بود علي رامعراج

غوطه درخون زدو معراج دگركردعلي

 

 

—————————————

ميدونم كه ميتوني درد منودواكني

ميدونم كه ميتوني حاجتمو رواكني

ميدونم پيش خدا اي علي آبروداري

ميتوني اشاره اي به سوي ما سوا كني

ميدونم كه در جهان مثل تو مظلوم نيومد

به منم يك نگهي به خاطر خداكني

ميدونم همسرت و پيش چشات كتك زدند

نتونستي براي دين خدا صداكني

ميدونم محسن تو كشته شد از ظلم عدو

نتونستي براي همسر خود دعاكني

ميدونم نيمه شب درد دلات وسرچاه

گفتي و نبود كسي عقده ي دل تو واكني

شنيدم منافقين حقت و خوردن علي جون

خلافت حق تو بود واونا بردن علي جون

شنيدم كه بيست وپنج سال تو شدي خونه نشين

فدك فاطمه رو دشمنا خوردن علي جون

شنيدم چهل نفرخونتونو آتيش زدن

بي عبا وبي عمامه تورو بردن علي جون

شنيدم فاطمه رو پشت درخونه زدن

محسن ششماهت و بهر چه كشتند علي جون

شنيدم پاي برهنه دستات وبسته بودن

سوي مسجد به چه وضعي توروبردن علي جون

 

شنيدم شصت وسه سال خون جيگر خورده بودي

نيمه شب محرم اسرار تو چاه شد علي جون

شنيدم زينب مظلومه ي تو گريه ميكرد

بچه هايت همگي نوحه ميخوندن علي جون

 

 

——————–(واحد)———

ازداغ غمت مولامولا ميسوزم وميسازم

در كوفه شده غوغا ميسوزم وميسازم

چون منبرومحراب كوفه گرديده زغم خاموش

غرقابه ي خون گشته مولا از تيغ ستم بيهوش

در شورونوا امشب شد محرم وهمرازم

طفلان همه برگرد بابا بنشسته يتيمانه

دارندو به لب ذكر مولا چون زينب دردانه

رفتي زجهان بابا ميسوزم وميسازم

در بستر بيماري خود بس زار وحزين گشتي

از بعد شهادت زهرا باناله قرين گشتي

زين غصه وماتمها ميسوزم وميسازم

 

—————(شكسته بالم )——–

زكوفه آيد      قد قتل چو برگوش

علي زتيغ      كينه رفته از هوش

خون ميرود از فرق علي ساقي كوثر

گشته دوجهان غرق عزا از غم حيدر

غريب كوفه علي شهيد كوفه علي

علي مظلوم  علي   علي مظلوم

…………….

نگر علي را      غرق خون نشسته

كند  چو ياد       پهلوي   شكسته

گويد بفداي توشوم مظهر پاكي

كي ميرود از ياد علي چادر خاكي

……………

حسن كجايي     اي نوردو چشمان

بيا ولطفي        كن زراه احسان

بگذار روم خانه كه باپاي خود امشب

ترسم كه شود غرق به خون ديده ي زينب

غريب و خسته علي  دل شكسته علي

علي مظلوم   علي    علي مظلوم

 

———————————

سلام اي مسجد بي تاب كوفه

سلام اي منبرومحراب كوفه

سلام ما به محراب نمازت

به آه سينه ورازو نيازت

سلام اي قبله گاه اهل ايمان

خموش از ناله ي باب يتيمان

چرا دامان تو رنگين زخون است

غم و محنت زاندازه برون است

چرانايد زتو آواي حيدر

دعا وندبه ي شبهاي حيدر

گمانم رفته آن فرزانه از هوش

به بستر از سخن گرديده خاموش

يتيمي گويد اي بابا كجايي

چوني مينالم از دردجدايي

 

————-(يگانه همسرم )—

صداي قد قتل رسد از آسمان كه رفته از جهان

امام شيعيان

زنيد برسينه و به سراي عاشقان كه شد غرقاب خون

امير موءمنان

به آواز جلي  بگويم ياعلي  علي جانم علي

………………

نمي آيد دگر صداي شاه دين زتيغ ملحدين

رود خون از سرش

پس از عمري ستم رود امشب دگر به پيش فاطمه

گل پيغمبرش

به آواز …………………………………………

زيادم كي رود كه زهرا پشت در زداز سوز جگر

نداي ياعلي

دودستم بسته و دوچشمم پرزخون بديدم برزمين

شده آن منجلي

به صد شورونوا دعاكردم خدا بده مرگ علي

علي جانم علي

 

——————————————-

علي يكتا ابرمرد زمانه

علي درياي عشق بيكرانه

علي آئينه ي تقوي وپاكي

علي روح صفاومرد خاكي

علي شب زنده داري پاكبازاست

علي جسم و علي روح نمازاست

علي خيل ملائك پرده دارش

علي چاه مدينه رازدارش

علي آئينه ي غيب وشهوداست

علي اصل قيام است وقعوداست

علي محو خداي راستين بود

علي بابينوايان همنشين بود

علي درسينه اش رازي مگوداشت

علي ازخون فرق خود وضوداشت

علي باذات حق گرم سخن بود

به ميدان قهرماني بت شكن بود

علي درخون دُرشهوارمي سفت

علي فزت ورب الكعبه ميگفت

علي رفت از جهان پرمكافات

علي امشب كند حق راملاقات

 

————————————-

اي تيغ من لب تشنه ديدار بودم

شبها براي ديدنت بيدار بودم

اي تيغ شبها درددل با چاه كردم

تنهاي تنها گفتگو باماه كردم

يك مرحمي قلب كبابم راندادند

كردم سلام اما جوابم راندادند

اي تيغ زهراگين مرا دلگيركردي

چون ديركردي و علي راپيركردي

اي تيغ دارم داغ زخمي را به سينه

از كوچه هاي خالي از مهر مدينه

آنجا كه از اندوه غمها خسته بودم

زهرا كتك ميخورد ومن دست بسته بودم

آنجا كه از غمها گريبان چاك كردم

با دست خود تنها گلم راخاك كردم

ديدم خودم آنجا كه آتش شعله وربود

زهرا ميان دوداندر پشت دربود

 

 

——————(زمزمه )—–

امشب كنار بستر    باباي خوبم ميمونم

دردغريبي و خدا    ازروي زردش ميخونم

در خون نشسته      فرقش شكسته

واويلتا واويلتا

بابا بيا بابابيا        زخم تو من دواكنم

من زينبم ازسوزدل   براي تو دعاكنم

قربان رويت     روي نكويت

واويلتا واويلتا

امشب چرا اين دل من

هي ياد مادر ميكنه

غريبي تو بابا جون

دلم پر آذر ميكنه

اي نورديده       پشتم خميده

واويلتا واويلتا

يادت بابا مدينه   به زخم مانمك زدن

به پيش چشمان ترت  مادرم وكتك زدن

اي دل شكسته     باقلب خسته

تو ميروي پيش خدا

 

—————–(مختاباد )——–

چرا امشب ميتپد قلب عمه سادات زينب كبري

چرا امشب مو پريشان وديده گريان است حضرت زهرا

پريشان و سينه سوزانم     اي علي جانم اي علي جانم

چراامشب مظهرداور لب فروبسته ازسخنراني

چراامشب اين چنان يارب مسجدكوفه گشته ظلماني

شده كشته شاه خوبانم   ……………………………..

مگر امشب خالق سبحان بريداللهش ميزبان باشد

مگرامشب ساقي كوثرفاتح خيبرميهمان باشد

مگر امشب دامن صحرايوسف زهرا درفغان باشد

پريشان وسينه سوزانم ……………………………….

چراديگر مسجدكوفه خالي از جاي پورعمران است

چرابرپا كنج هرديوارناله وافغان از  يتيمان است

چراهردم اشك غم جاري از دوچشمان اهل ايمان است

پريشان و……………………………………………

علي از خاك جبينش برخاك مسجد سجاده گسترده

علي مسجد را زخون خود رنگ وروداده شستشو كرده

كه جبرائيل ازدرون دل اين نداراباناله سركرده

شده كشته شاه خوبانم ……………………………

بپرسيد از مسجد كوفه مسجد كوفه رهبر ماكو

امام ما مقتداي ما آشناي ما سرور ماكو

مناجات وسوز جانسوز وخطبه گرم دلبرماكو

پريشان و………………………………………..

 

—————–(دم حاج اكبر)——

يارب از تيغ كين    شق القمر شد

زمين وآسمان        زيروزبرشد

شد كوفه خاموش    زينب سيه پوش

نداي قد قتل          آيد چوبرگوش

علي علي علي علي علي جان

پريشان خاطر    كلثوم وزينب

شداز داغ پدر    در ذكر يارب

خاكم به سرشد   ديگر سحرشد

زينب اي شيعيان هم بي پدرشد

علي ………………………….

به ويران ها همه    سرها به ديوار

يتيمان رابود         چشمي گوهربار

بابا كجايي            آه از جدايي

سروقت بي كسان   ديگر نيايي

علي ………………………….

نور ايزد نما      يي منجلي شد

گاه ديدار زه      را باعلي شد

رسول خاتم      بگرفته ماتم

بهر مظلومي    مظلوم عالم

علي …………………………..

 

——————(زمزمه )——

رسيده جانم الهي برلب

رود سرشك از دوچشم زينب

دگر زدنيا روم من امشب

شوم شهيد از جفاي عدوان

علي علي جان 2

همه يتيمان در انتظارند

زحال مولا خبرندارند

به غيرخون جگرندارند

طعام ديگر همه يتيمان

علي ………………………….

دلم گرفته براي زهرا

رسد به گوشم صداي زهرا

روم به پيش خداي زهرا

كه ميرسم بر وصال جانان

علي …………………………….

 

 

——————-(مدينه )—–

به والله علي سوگند

بسوز دل براي تو

نمي آيد دگر بانگ

نواي با صفاي تو

علي جانم علي جانم 4

اگر تيغ عدو مولا

سرت را كرده است منشق

شدي راحت از اين عالم

به زهرايت شدي ملحق

الااي قبله خاتم –

جهان شد غرق در ماتم

علي ………………………

به دور بسترت طفلان

همه سردر گريبانند

به حالات گل رويت

چو شمع سوزان وگزيانند

چو لاله ميكنند بويت

بگيرند بوسه از رويت

علي ……………………….

 

الااي ساقي كوثر

كه توآرام دلهايي

يتيمان ميزنند برسر

كه برعالم تو بابايي

زهرسو ناله مي آيد

چرابابانمي آيد

علي …………………….

 

 

—————————-

زينبم من ثمر طاهايم

محور قلب همه غمهايم

به خدا ديده من ميبيند

ميچكد خون زسربابايم

زده آتش به دلم آه پدر

همره آه بگفت تنهايم

پشت در تاكه مرا ديدبگفت

من كه افتاده دگر ازپايم

دخترم زينب كبراي بتول

همچو شمع سوخته در شبهايم

بعد از اين جان من اي مظلومه

تو نگهداري كن از گلهايم

اي دل خسته بگو باپدرم

جاي تو مونس بر دلهايم

باوجودي كه سراپا سوزم

نشنود كس به خدا آوايم

غم مخور اي پدرم درره شام

من نگهبان همه سرهايم

 

—————————-

آن شب بهاران با شكوفه گريه ميكرد

گويي دروديواركوفه گريه ميكرد

آن شب زداغ باغبان گل اشك ميريخت

در پاي گل ازچشم بلبل اشك ميريخت

آن شب علي بافرق تاابرودريده

ميسوخت همچون لاله در خون طپيده

آن شب علي درحال اغما ناله ميكرد

گويي كه ياد از يار هجده ساله ميكرد

آن شب زفرط صبرو بيداري زينب

تصويب شد حكم پرستاري زينب

آن شب حسن آئينه دار تسليت بود

باسوز دل مرثيه خوان تعزيت بود

آن شب حسين از غم گريبان چاك ميكرد

خونابه از رخسار بابا پاك ميكرد

آن شب علي خون خدارا نوش ميداد

زينب سخنهاي پدررا گوش ميداد

آن شب علي از جسم پاره پاره ميگفت

از تيركين از اصغروگهواره ميگفت

آن شب به عباسش سفارش داشت مولا

ازنور چشم خويش خواهش داشت مولا

ميگفت بااو اي فروغ هردوعينم

در كربلا جان توو جان حسينم

آنگه به زينب گفت اي آرام جانم

كم ناله كن اي محرم راز نهانم

چشم تو ديده مادر پهلو شكسته

دست پدر رادر طناب كينه بسته

چشم تو ديده روي سيلي خورده او

از شاخه چيده غنچه پژمرده او

چشم توديده نيمه شب باحال خسته

خواندي نماز خويش رازهرا شكسته

بايد حسينت راببيني پاره پاره

بيرون كشي تير ازگلوي شيرخواره

 

 

——————(واحد)——

در كوفه شده شوري برپا

ازداغ غم مولا

راحت شده از غمها

مهمان شده برزهرا       ياسيدي يامولا

درپشت در خانه ‘ طفلان

باناله وبازاري

گويند خبراز حال ما

ديگر تونداري

برمانظري بابا  ياسيدي يامولا

زينب بزند برسينه وسر

ازداغ غم حيدر

گويد كه بود فرق تو پدر

چون سينه مادر

مينالم واز غمها            ياسيدي يامولا

 

 

Related posts نوامبر 13, 2016 آگوست 4, 2016 می 10, 2016 پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *

وبسایت

طراحی و مدیاتیم
خودروهای نسل جدید بورگوارد در راه ایران گروه صنعتی بورگوارد از مدل مفهومی خودروی جدید ایزابلا و شاسی بلندهای اسپرت و الکتریکی خود در نمایشگاه فرانکفورت رونمایی می کند. کانسپت جدید بورگوارد با الهام از مدل بسیار موفق ایزابلا تولید شده که در سال های 1954 تا 1961 با فروش بیش از 200 هزار دستگاه یکی از پرفروش ترین محصولات این خودروساز آلمانی بوده است.
خودروهای نسل جدید بورگوارد در راه ایران گروه صنعتی بورگوارد از مدل مفهومی خودروی جدید ایزابلا و شاسی بلندهای اسپرت و الکتریکی خود در نمایشگاه فرانکفورت رونمایی می کند. کانسپت جدید بورگوارد با الهام از مدل بسیار موفق ایزابلا تولید شده که در سال های 1954 تا 1961 با فروش بیش از 200 هزار دستگاه یکی از پرفروش ترین محصولات این خودروساز آلمانی بوده است.
متن ادبی درباره محرم محرم نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری و یکی از ماه های حرام است. ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است. در استانه ماه محرم به ذکر چند شعر و متن ادبی کوتاه درباره این ماه پرداخته ایم. *چندی گذشت در غم هجران اشک تو پرمی کشید
امکان پایین آمدن آی کیو نوزادان با فلوراید! جدیدترین تحقیقات می گوید در زنان_بارداری که در معرض فلورراید بیشتری هستند احتمال اینکه فرزندانی با آی کیو کمتر متولد کنند بیشتر است. در ادامه بیشتر بخوانید: فلوراید یک ماده معدنی طبیعی موجود در پوسته زمین بوده و به طور گسترده در طبیعت پراکنده است . برخی از مواد غذایی و منابع آب حاوی فلوراید هستند. این
طرز تهیه شله زرد به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری امام حسین(ع) طرز تهیه شله زرد را در مطلب زیر ذکر کرده ایم. در ادامه بخوانید: مواد لازم برنج 2 لیوان شکر 5 لیوان گلاب 1 لیوان نمک 1 قاشق چایخوری کره 100 گرم زعفران سائیده 1 قاشق چایخوری خلال بادام 1/2 لیوان پودر پسته و دارچین به
ساکنان خانه های کوچک بخوانند! وقتی صحبت از دکوراسیون خانه های کوچک به میان می آید توجه به هر متر مربع ارزش دارد تا طراحی به گونه ای باشد تا فضا کوچک تر دیده نشود. این پیشنهادها به شما کمک می کند در چیدمان خانه دقت بیشتری به خرج دهید و در مورد هر متر مربع برنامه ریزی دقیق تر داشته باشید. در
کلید ورود هکرها چیست؟ تحقیقی جدید نشان می دهد هکرها از طریق بلوتوث به دستگاه های هوشمند نفوذ کرده و اطلاعات آنها را فاش می کنند. آنها از این طریق طی ۱۰ ثانیه، بدافزاری را در دستگاه ها منتقل می کنند. در ادامه بیشتر بخوانید: طبق یک گزارش جدید چنانچه کاربران بلوتوث تلفن همراه های خود را روشن نگه دارند در
علائم کمبود کلسیم کدامند؟ اصرار همه ما برای مصرف کلسیم در سن رشد کودکان مان برای تقویت وسلامت استخوان ها و دندان هایشان امری بدیهی است، اما در واقع همه ما هر روز نیاز به مصرف مقدار کافی کلسیم برای قوی نگه داشتن بدنمان تا حد ممکن داریم.در مطلب زیر به ذکر برخی علائم کمبود کلسیم در بدن انسان پرداخته ایم.
علل از دست دادن حس بویایی چیست؟ با از دست دادن حس بویایی ( آنوسمی ) ممکن است شما خود را در وضعیت خطرناک قرار دهید به عنوان مثال، بدون توانایی تشخیص بو، شما ممکن است در وضعیت خطرناکی مانند نشت گاز، دود ناشی از آتش و غیره قرار گیرید. در ادامه به ذکر این علل پرداخته ایم. ختلالات طعم و بوی غذا هر
توصیه هایی برای از بین رفتن نفخ شکم نفخ می تواند احساس ناراحتی در شما ایجاد کند و حتی باعث از بین رفتن اعتماد به نفس شما شود. چگونه می توانیم نفخ شکم را برطرف کنیم و با چه روش هایی این امر امکانپذیر خواهد بود توصیه های موثر در این زمینه را در ادامه مطلب برایتان آورده ایم اگر اغلب با این مشکل مواجه
راهکاری برای کمتر غذا خوردن! اگر می خواهید کمتر بخورید،بهتر است حین غذا خوردن ساکت باشید، در این مطلب قصد داریم یکی از روش های جالب برای کمتر غذا خوردن را مطرح کنیم که ممکن است تا به حال نشنیده باشید. در ادامه بیشتر بخوانید: محققان بر اساس یکسری آزمایش ها دریافته اند که اگر هنگام غذا خوردن به صداهای جویدن، و
تبلیغات متنی